بسم الله الرحمن الرحيم

رنگ خدا

شیعیان مرا نمی خواهند

ارسال شده در 25 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در امام زمان

 

یکے از کسانے که توفیق ملاقات با امام عصر را پیدا کرده و آن حضرت را در حالے ملاقات نموده است که بسیار ناراحت بوده و گریه مے کرده اند. مے گوید: از آن حضرت سوال کردم:

《آقا جان! ای سرورم، چرا این قدر گریه مے کنید؟》

حضرت در جواب فرمودند:

【"شیعیان مرا نمے خواهند!"】

باز پرسیدم: 

«آقا جان، قربانتان بروم، اکثر مردم شما را مے خواهند و همیشه براے فرج شما دعا مے کنند.»

 

 حضرت فرمودند:

【از صد نفر، یکے از آنها از ته قلب براے فرج من دعا مے کنند اگر فقط شیعیان ایران، یک بار براے ظهور من انقلاب مے کردند(و با هم مرا مے خواستند) خداوند ظهور و فرج مرا مے رساند.】

 

اری! اگر شیعیان ایران، همه با هم یڪ انقلاب درونے و اخلاقے پیدا کنیم و با هم همدل شده و زمینه را براے ظهور آن حضرت فراهم اوریم حتما ظهور آن حضرت فرا مے رسد. یکے از بزرگان در این زمینه مے فرماید:

 «اگر مردم یڪ حالت انقطاع پیدا کنند و یکباره دلشان از همه جا بریده شود و فقط متوجه امام زمان(ع) شوند، حتما به خواست خدا ظهور انجام مے شود، گاهے حتے براے یڪ مسابقه فوتبال، چون اکثر مردم کشور قلبشان متوجه خدا شده و با هم دعا مے کنند، نتیجه را تغییر مے دهند و در این سخن خداست که فرموده: {"اگر دعاے شما نبود خدا به شما توجهے نمے کرد.»➊}

 

منبع:

در اوج تنهایے، ص ۳۴.

 

#کوفیان 

#انقلاب_همگانی

 

نظر دهید »

محبت علی

ارسال شده در 25 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در سخن بزرگان

مرحوم دولابی

.

علی علیه السلام یعنی محبّت و محبّت یعنی علی علیه السلام.

.

یک ذرّه از محبّت علی علیه السلام اگر به قلبتان بیفتد، شما را دگرگون میکند و بهترین وسیله نجات شماست.

.

مقبول واقع شدن اعمال، منوط به محبّت است.

.

اگر نماز بدون محبّت بخوانی، ملائکه بو میکنند و چون عطر محبّت علی علیه السلام را ندارد، آن را برمیگردانند و اجازه نمیدهند بالا برود.

.

اما اگر محبّت همراه نماز باشد، ملائکه هفت آسمان که عمل را رسیدگی میکنند، آن را به بالا میفرستند.

.

مصباح الهدی _ ص 109

 

نظر دهید »

علت غفلت از مرگ چیست؟

ارسال شده در 25 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در ائمه معصومین

علت غفلت از مرگ چیست؟!

یکی از ویژگی‌های انسان که آثار آن متناسب با موضوع، متفاوت است غفلت می باشد؛ گاهی موضوع غفلت امری جزئی و قابل جبران، و گاهی امر مهمی از قبیل خدا، خود یا مرگ و حیات اخروی است. با وجود اینکه در دین اسلام  بر لزوم مرگ‌آگاهی و توجه به مرگ  تأکید شده  تا انسان‌ها را از طریق شناخت درست حقیقت مرگ به شناخت خود و به‌تبع آن، به فهم معنای زندگی رهنمون سازد.

اما می بینیم که بیشتر انسان ها از این اتفاق بزرگ غافلند و آن را به فراموشی سپرده اند! اسباب غفلت از یاد مرگ می‌تواند متفاوت باشد؛ گاهی خستگی مفرط، عصبانیت یا تندخویی و گاهی دیگر جهل و دنیاطلبی و به تعبیر امام علی علیه السلام، حب دنیا سبب غفلت می‌گردد. در مجموع می‌توان جهل و زیاده‌روی در حب دنیا را سبب اصلی غفلت از مرگ و حیات اخروی دانست. این دو سبب است که بذر آرزوهای بلند را در دل بشر می‌کارد و تقویت می‌کند. از این‌رو گاهی در تعابیر حضرت حب دنیا، گاهی آرزوهای بلند و گاهی دیگر ندانستن قدر خویشتن یا خودناشناسی سبب غفلت از آخرت دانسته شده است. در این مجال اندک یکسری عوامل غفلت را از دیدگاه امام علی علیه السلام بیان میکنیم.

1. جهل و نادانی:

 اگر انسان نسبت به خویشتن و دنیا آگاه باشد، گرفتار دنیازدگی نمی‌شود. امام متقیان علی(علیه السلام) در سخنی می‌فرماید:

«من تذکّر بُعد السفر استعدّ»

 «کسی که به دوری سفر توجه داشته باشد، خود را آماده می‌کند» (همان، حکمت280).

مضمون این سخن آن است که غفلت از دوری سفر (مرگ) سبب می‌شود که انسان آمادگی لازم را پیدا نکند. البته جهل و نادانی مراتبی دارد و چنین برمی‌آید که بدترین نوع آن، جهل نسبت به نفس است. از آنجا که در روایات شناخت نفس سودمندترین شناخت خوانده شده است (تمیمی آمدی، 1387، ج2، ص109)، ناآگاهی نسبت به آن زیان‌بارترین جهل خواهد بود. در سخنان حضرت نیز دراین‌باره می‌خوانیم:

«هَلَکَ امرۆٌ لَم یَعرِف قَدرَهُ»

 «هلاک گشت کسی که قدر خود را نشناخت» (نهج‌البلاغه، حکمت141).

جایی دیگر نیز می‌فرماید:

«اَلعالِمُ مَن عَرَفَ قَدرَهُ»

 «عالم کسی است که خود را بشناسد» (همان، خطبه102).

2. هوای نفس:

هوای نفس یکی دیگر از عوامل غفلت از مرگ و دنیای آخرت است. در واقع، حب دنیا نیز از این عامل نشئت می‌گیرد؛ همان‌گونه که مقابله و عناد با حق چنین است. اگر هواهای نفسانی مهار شود، دنیازدگی و حق‌ستیزی آگاهانه به‌وقوع نخواهد پیوست. آن حضرت در تعبیری این‌گونه از هوای نفس تعبیر کرده است:

«هواک اعدى علیک من کلّ عدوّ فاغلبه و الّا اهلکک»

«هواى نفس تو دشمن‌ترین دشمنان توست؛ بر آن غالب شو وگرنه، تو را هلاک می‌کند» (تمیمی آمدی، 1378، ج2، ص600). همچنین می‌فرماید:

«لا عدوّ اعدى على المرء من نفسه»

 «دشمنى براى انسان بدتر از نفس او نیست» (همان، ص500). از این عامل در برخی منابع روایی تحت عنوان «جنود شیطان» به‌تفصیل سخن رفته است (رک: کلینی، 1407، ج1، ص30-10).

3 . دوستی دنیا:

 یکی دیگر از عوامل غفلت از مرگ و آخرت، دوستی و میل مفرط نسبت به دنیاست؛ آن حضرت در مقام اشاره به این عامل می‌فرماید:

«إِیَّاکَ أَنْ یَنْزِلَ بِکَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ آبِقٌ مِنْ رَبِّکَ فِی طَلَبِ الدُّنْیَا»

 «بپرهیز از آنکه مرگ تو فرارسد، در حالی که از پروردگارت گریزان و در دنیاپرستی غرق باشی» (نهج‌البلاغه، نامه69).

4. خیال‌زدگی:

یکی دیگر از عوامل غفلت از مرگ، خیال‌زدگی است؛ هرگاه زمام امور انسان به دست وهم و خیال سپرده شود، سراب آب پنداشته می‌شود و شیء‌‌نمای عاری از حقیقت، حقیقت انگاشته می‌شود:

«فَلَا یَغُرَّنَّکَ سَوَادُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِکَ، وَ قَدْ رَأَیْتَ مَنْ کَانَ قَبْلَکَ مِمَّنْ جَمَعَ الْمَالَ وَ حَذِرَ الْإِقْلَالَ، وَ أَمِنَ الْعَوَاقِبَ طُولَ أَمَلٍ وَ اسْتِبْعَادَ أَجَل»

بسیارى زنده‏ها تو را از خویشتن غافل نسازد؛ تو خود دیده‏اى کسى که پیش از تو به گردآورى مال پرداخت، و از فقر و تهیدستى دورى جست، و با آرزوهاى دور و دراز، و دور پنداشتن مرگ، خود را از عواقب امور ایمن دید، چگونه مرگ او را فرا گرفت، و از وطنش برکند، و از جاى امنش بربود (همان، خطبه132).

5. آرزوهای طولانی:

 یکی دیگر از عوامل غفلت از مرگ، آرزوهای طولانی است؛ وقتی چیزی به‌صورت خواسته و آرزو درمی‌آید، کانون توجه واقع می‌شود و چیزهای دیگر را به حاشیه می‌راند. از هشدارهای معروف امیرالمۆمنین(علیه السلام) دراین‌باره جایی است که می‌فرماید:

«أَیُّهَا الناسُ، إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمُ اثْنَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَى، وَ طولُ الْأَمَلِ؛ فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِ‏ّ، وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الآخِرَةَ»

بدترین چیزی که می‌ترسم دامنگیر شما شود، دو چیز است: پیروی از هوای نفس و بلندی آرزو. پیروی از هوای نفس شما را از رسیدن به حق باز می‌دارد، اما بلندی آرزو سبب فراموشی آخرت می‌شود (همان، خطبه

نظر دهید »

جملات کوتاه دکتر شریعتی درباره امام حسین

ارسال شده در 25 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در سخن بزرگان

 

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند….. دکتر علی شریعتی

—————————————–

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند…… دکتر علی شریعتی

—————————————–

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. …..دکتر علی شریعتی

—————————————–

اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا…….. دکتر علی شریعتی

—————————————–

از كودك حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند كه باید چگونه زندگی كنند ……دکتر علی شریعتی

—————————————–

از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی كه به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم!….. دکتر علی شریعتی

—————————————–

 این كه حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست……دکتر علی شریعتی

—————————————–

حسین‏ علیه السلام زنده جاویدی است كه هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏كند …… دکتر علی شریعتی

 —————————————–

حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است……دکتر علی شریعتی

—————————————–

مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند كه در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب كنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را  …..دکتر علی شریعتی

—————————————–

امام حسین‏ علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى ‏كرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است……دکتر علی شریعتی

—————————————–

فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست…… دکتر علی شریعتی

—————————————–

حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود… آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند ….. دکتر علی شریعتی

—————————————–

مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می كند…… دکتر علی شریعتی

 —————————————–

 

نظر دهید »

رسم جالبی است

ارسال شده در 25 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در دل نوشته

چه رسم جالبی است !!!

محبتت را میگذارند پای احتیاجت …

صداقتت را میگذارند پای سادگیت …

سکوتت   میگذارند پای نفهمیت …

نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …

و وفاداریت را پای بی کسیت …

و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!!

نظر دهید »

سفر خانمی به تهران

ارسال شده در 24 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب

یه خانمی از دوبی یه سفر اومده بود تهران…

 

می گفت من همیشه شنیده بودم همه ایران شیعه هستند و تهران پایتخت تشیع

 

ولی سفر چند روزه ای که به تهران آمدم یکی دو تا شیعه بیشتر ندیدم!!!

 

با تعجب گفتم واااا

 

چطور یکی دوتا بیشتر ندیدی همه تهران شیعه هستند و بقیه ادیان اقلیت هستند!!!

 

قسم خورد و گفت : به خدا من یکی دوتا شیعه بیشتر ندیدم تو خیابون ها بقیه همه کافر بودند!!!

 

گفتم از کجا فهمیدی شیعه نبودند؟

 

گفت فقط دو تا خانم با حجاب دیدم بقیه کافر بودند!!!

 

خندیدم و بهش گفتم نه بابا! خوب اونا هم شیعه هستند منتها تو حجابشون دقت نمی کنند!!!

 

با تعجب در حالی که دهانش باز مونده بود گفت : مگه میشه شیعه باشند و حضرت زهرا سلام الله علیها را قبول داشته باشند اونوقت مثل یزیدیها لباس بپوشند!!!

 

بعد به من گفت : داری دروغ میگی میخوای اینجوری شیعه ها را بد نام کنی هیچ شیعه ای ناموسش را اینجوری نمی فرسته تو خیابون!!!

 

یک ساعت براش دلیل آوردم که به خدا اونا هم شیعه هستند ولی باور نکرد که نکرد…

 

منم متهم شدم به اینکه دارم به شیعه ها دروغ می بندم ولی حلالش کردم خوب باورشون نمیشه دیگه حرف حساب جواب نداره

 

***

 

بانوی با حجاب

 

ماه با آن همه زیبایی خود

 

با همه حس غرورش

 

گر ببینند تو و آن چادر تو

 

گویدت ماه تویی ای بانو

 

از خجالت بشود تیره و تار

 

نازنینا

 

گل اگر بوی لطیفی دارد

 

اگر احساس غریبی دارد

 

یا اگر مست کند حس مسیحایی او

 

ماه بانو

 

تو اگر بوی حجابت به گلستان برسد

 

همه از مستی تو پرپر و شیدا بشوند

 

 

1 نظر »

نو جوانی شهید علی پور حبیب

ارسال شده در 24 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس

 

“نوجوانی شهیدعلی پورحبیب”

ظرف هارا از مادر گرفت،شست و گفت:دستات دیگه حساسیت

گرفته مادر.

مادر رفت سراغ غذاکه روی اجاق گاز بود.پسر، دنبال مادر رفت؛مثل اینکه می خواست به مادر چیزی بگوید.

رفت کنار مادروخیلی مودب گفت:مادر چرا اسمم را گذاشتید فرزام؟!چراعلی نه؟!حسین نه؟!…وادامه دادکه:

“آخه آدم با شنیدن فرزام،یادهیچ انسان خوبی نمی افته!من اصلا

صاحب نامم رو نمی شناسم که بهش افتخار کنم!”

از همان روزبه بعد بود که همه،علی صداش می زدند.

 

 

1 نظر »

دیر رسیدن به مدرسه

ارسال شده در 24 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس

#داستان_کوتاه

بیشتر وقت‌ها که شیفت ظهر بود، #دیر می‌رسید.

معلمش شاکی شده بود.

مادرش را خواستند،

او هم خبر نداشت!

 

 

قرار شد پاپی‌اش شوند.

 

دیدند موقع #اذان که می‌شود، به دو می‌رود #مسجد محمودیه!

اذان را می‌گوید،

نمازش را به #جماعت می‌خواند

و بعد هم دست‌هایش را بلند می‌کند و برای معلم‌ها و … #دعا می‌کند

و باز به ‌دو بر می‌گردد #مدرسه!

بیشتر اوقات هم از #دیوار می‌پرید توی حیاط مدرسه!

 

فردا معلمش سرِ صف، جلوی همه دست حسن را گرفت و گفت:

خدایا! 

به حق این خوبان، ما رو هم خوب کن….

 

???? یادگاران

 

#شهید_حسن_طهرانی

2 نظر »

وعده های غذایی رهبر در دوران طلبگی

ارسال شده در 24 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در مقام معظم رهبری

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: با هجرت حضرت آِیت الله خامنه ای از مشهد به قم، برای حضور در درس خارج آیت الله بروجردی بی تردید یکی از سخت ترین دوران طلبگی ایشان رقم خورد، به نحوی که معیشت و خوراک این بزرگوار مانند بسیاری دیگر از طلبه ها سخت و طاقت فرسا گردید و گاه پیش می آمد که روزی یکبار غذا صرف می نمودند!

 

آنچه در آن دوران در میان هم حجره ای های حضرت آیت الله خامنه ای و خود ایشان خورده می شد، در حد نان و ماست و خیار، یا نان و پنیر و انگور، گاه تخم مرغ و سیب زمینی بود و هزینه ی همین اقلام نیز گاهی تامین نمی شد. برخی از طلاب مدرسه حجتیه و از جمله حضرت آیت الله خامنه ای گه گاه پیش می آمد که به نانوایی و بقالی بدهکار می شدند و یکی از این طلبکاران همیشگی، شیخ حسن بقال بود که در کوچه مدرسه حجتیه مغازه داشت و مایحتاج طلاب را به صورت نسیه به آن ها می داد و جالب است بدانید حضرت آیت الله خامنه ای در وصیت نامه ای که در فروردین 1342 ش نوشته بودند، بدهی های خود را این گونه بیان فرمودند: «شیخ حسن بقال کوچه مدرسه حجتیه، کتابفروشی مروارید و…»

عسرت و تنگدستی طلاب آن دوره، سفره آنان را پر از داستان های ریز و درشتی کرده بود، هر چند می توان احتمال داد که با گذر زمان فقر نهفته در این داستان ها کم رنگ تر شده باشد، اما همچنان در اواخر دهه سی گریبانگیر بیشتر طلاب قم بود که شاید ذکر تعدادی از آن ها خالی از لطف نباشد.

 

تخم مرغ بی روغن!

غذای رایج برادران خامنه ای (سید محمد و سید علی)، هنگامی که در مدرسه حجتیه قم و به دور از خانواده به سر می بردند غالباً تخم مرغ بود. تخم مرغ ها را در ظرف داغ شده ای که روغن نداشت می شکستند و نیمرو می خوردند به این علت که روغن گران بود و امکان قراردادن آن کنار دیگر مواد غذایی وجود نداشت.

غذای دیگر آنان، نان و کره بود که گاه با مربا نیز همراه می شد. در این بین کمتر اتفاق می افتاد که غذایی بپزند و اگر پخته می گردید، چیزی جز ماش پلو نبود، به نحوی حضرت آیت الله سید علی خامنه ای می فرماید: «این بهترین و آبرومندانه ترین غذای من بود که خیلی اوقات [به واسطه آن] میهمان دعوت می کردم».

 

آبگوشت 13 ریالی

در این دوره شیخ حسین ابراهیمی دینانی، هم غذا و هم درس فلسفه حضرت خامنه ای بود، به نحوی که این دو بزرگوار اتاق های جداگانه داشتند، اما وعده های غذایی را با هم می گذراندند، به همین جهت یک شب هوس می نمایند تا در دکان علی نقی، آبگوشت بخورند. آبگوشت های علی نقی 13 ریال تمام می شد و شهریه ی ماهانه ی آن ها 30 تومان بود، و آن ها می دانستند که باید با یک پرس آبگوشت دونفری سیر شوند و یک آبگوشت سفارش دادند، اما ماجرای جور شدن پول این غذا را حضرت آیت الله خامنه ای در خاطرات خود این گونه می فرماید: «آمدیم دَم پیشخوان که پول بدهیم، من هر چه توی جیبم پول بود درآوردم. او هم دست کرد هر چه توی جیتش بود درآورد». خوشبختانه 13 ریال علی نقی بین این دو جیب به نحوی جالب تقسیم شده بود.

 

صبحانه فقط چای!؟

فردای صبح صرف آبگوشت علی نقی، آیت الله خامنه ای به سوی اتاق شیخ حسین راهی گردیدند و در حالی که هم غذای ایشان در حال روشن کردن سماور ذغالی بودند آقای خامنه ای را دست خالی و بدون سنگک، در حال نزدیک شدن به اتاق دیدند، چرا که بنا بر نقل خود آیت الله خامنه ای «صبح معمولمان این بود که او توی اتاقش [که] سماور داشت، چای درست می کرد و من هم می رفتم یک دانه نان و یک سیر پنیر می گرفتم، می رفتم توی اتاق او با همدیگر صبحانه می خوردیم».

رسم حضرت خامنه ای این بود که هزینه ی نان و پنیر را یک هم غذا می پرداخت و مخارج چای و قند را، هم غذای دیگر. حضرت خامنه ای در باب آن روز می فرماید: «آن روز صبح می خواستم طبق معمول بروم نان بگیرم. یادم آمد که پول ندارم». در آن لحظه ایشان به فکر کاسه های ماست افتادند، چرا که این کاسه ها دارای قیمتی معادل یک ریال بودند، شش ریال می دادند و ماست پنج ریالی را می خریدند و آن یک ریال اضافی حکم گرو برای ظرف را داشت، به نحوی که حضرت خامنه ای در خاطرات خود بیان می دارند: «گاهی 5- 6 کاسه جمع می گردید و خودش پولی بود… دیدم نه، کاسه ماست… هر چه بوده… داده ایم به آقا شیخ حسن بقال و پولش را گرفته ایم و خورده ایم».

در آن روز این هم دو غذا، گرسنه، کتاب ها را زیر بغل زدند و یکی به درس آقا شیخ مرتضی حائری و دیگری به دنبال درس و بحث راهی گردید.

 

چلوکباب سه نفری

در آن روز در سر درس اسفار علامه، آیت الله خامنه ای با شیخ حسن دیدار نمود و پس از پایان درس با گرسنگی ای مفرط، به امید از راه رسیدن ناهار، راهی مدرسه حجتیه گردیدند. در راه در این فکر بودند که دَرِ خانه ی کدام رفیق را بزنند؟ کدام یک آن ها را پذیرایی می کند؟ درباره ی دوستان مهمان پذیر و مهمان گریز مشورت می نمودند تا این که رسیدند به نام سید جعفر موسوی اردبیلی.

آقا سید جعفر از دوستان صمیمیِ آن ها محسوب می گردید و در مهمان نمودن دوستان خود سنگ تمام می نهاد. در همین اثنا دیدند که آقا سید جعفر از دَرِ بزرگ مدرسه ی حجتیه وارد شد و دستی برای آن ها تکان داد. نزدیک تر که شد گفت: آمده ام امروز ناهار مهمان شما باشم!

چنانچه حضرت آیت الله خامنه ای در باب آن روز می فرمایند: «خلاصه سه نفر شدیم. گفتیم بیا سوته دلان گردهم آییم. سه تا گرسنه بی پول. واقعاً درمانده بودیم که چه کار کنیم، اما نگرانی به معنای اضطراب نداشتیم.»

در این بین سید کمال شیرازی از دیگر دوستان حضرت خامنه ای پیدا شد و رفقا از ایشان خواستند تا از دوست صمیمی اش مقداری پول قرض نماید و آیت الله خامنه ای از او این تقاضا را نمود و سید کمال دست کرد درون جیبش و حدود 70- 80 تومان پول درآورد و گفت: هر چه می خواهی بردار، و حضرت خامنه ای مبلغ 20 تومان از آن پول ها را برداشتند. لحظاتی بعد هر سه طلبه، هروله کنان در حال خروج از مدرسه بودند تا خود را به چلوکبابی برای ص

 

نظر دهید »

امام علی و اخلاق اسلامی

ارسال شده در 24 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در سخن بزرگان

.

امام علی علیه السلام و اخلاق اسلامی

.

.

همه مردم می‌دیدند که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، خدیجه علیها السلام و کودکی بنام علی علیه السلام وارد مسجدالحرام می‌شوند و نماز می‌گزارند.

.

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود:

.

وَ لَقَدْ صَلَّیْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم قبْلَ النَّاسِ بِسَبْعَ سِنینْ وَ أنَا أوَّلُ مَنْ صَلّی مَعَهُ

.

(و همانا من با پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم پیش از همه انسانها نماز خواندم، در حالی که من هفت ساله بودم، من اوّل کسی هستم که با پیامبر نماز گزاردم. ) (۱).

.

و رسول گرامی اسلام هم فرمود:

.

 (ای علی! تو اوّل فرد از این امّت اسلامی هستی، که به خدا و پیامبرش ایمان آوردی. ) (۲).

.

منابع:

*****

الغدیر ج۳ ص۲۲۲.

بحارالانوار ج۱۹ ص۶۷.

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 110
  • 111
  • 112
  • ...
  • 113
  • ...
  • 114
  • 115
  • 116
  • ...
  • 117
  • ...
  • 118
  • 119
  • 120
  • ...
  • 187
 تماس
بسم الله الرحمن الرحیم سلام...به وبلاگ مذهبی فرهنگی خیلی خوش اومدین! امیدوارم مطالب وبم براتون جالب باشه و بتونم برای پیشرفت کشورمون و ظهور امام زمانمون یه قدمی بردارم.. منتظر نظراتتون برای هر چه بهتر شدن این وبلاگ هستم... "یا علی"  ترسم که شعر مزار من این شود او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت... اللهم عجل لولیک الفرج آنطور که هستي‌ باش ،.... صداقت مؤثرترين تيري است که به قلب هدف مي‌‌نشيند ،.... هدفت را با نقشه‌هاي جوراجور آلوده مکن‌ ،... خودت باش ،.... افتاده باش ،... نه‌ ذليل ،... شوخ باش ،... نه‌ مسخره ،.... آزاده باش ،،... نه‌ ياغي ،... مطمئن باش ،... نه‌ ساده ،.... از خود ،... راضي باش ،.... نه‌ از خود راضي ،... صبور باش ،... نه‌ در کمين ،.... آنوقت خواهي ديد که کليد را در دست خود خواهي داشت!!  ان شاء الله

موضوعات

  • همه
  • آینه خدا
  • ائمه معصومین
  • احکام
  • اخبار حوزه علمیه معصومیه
  • اخبار فضای مجازی
  • اربعین
  • امام زمان
  • بانوان در حماسه کربلا
  • تدبر در آیات و سوره های قرآن کریم
  • تربیت فرزندان
  • حجاب
  • حیوانات در قرآن
  • داستان ها ومطالب خواندنی
  • دانستنی های جالب
  • دانستنی های قرآنی
  • دل نوشته
  • دهه فجر
  • دومین همایش فعالان فضای مجازی
  • دیدنی های ایران
  • روز نوشته های من
  • سبک زندگی
  • سخن بزرگان
  • شهدا و دفاع مقدس
  • طب سنتی و بسته سلامت
  • طنز
  • عکاسی من
  • عکس نوشته های زیبا
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • محرم
  • مدافعان حرم
  • مقام معظم رهبری
  • مناجات
  • مناسبت ها
  • وصیت نامه شهدا
  • پاسخ به برخی از شبهات دینی و مذهبی
  • کالای ایرانی
  • کلاس اخلاق عمومی

رتبه

    کاربران آنلاین

    • نورفشان
    • avije danesh
    سوره قرآن
    مهدویت امام زمان (عج)
    مهدویت امام زمان (عج)
    ذکر روزهای هفته

    تقویم

    اوقات شرعی

    آمارگیر وبلاگ

    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان