بسم الله الرحمن الرحيم

رنگ خدا

تفسیر

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در ائمه معصومین

✅ شَتَّانَ مَا بَيْنَ عَمَلَيْنِ عَمَل تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَتَبْقَى تَبِعَتُهُ وَعَمَل تَذْهَبُ مَؤُونَتُهُ وَيَبْقَى أَجْرُهُ

 

✅ امام (عليه السلام) فرمود:

چقدر اين دو عمل با هم متفاوتند: عملى كه لذتش مى رود و عواقب سوء آن باقى مى ماند و عملى كه زحمتش مى رود و اجر و پاداشش باقى است.

حکمت - 121

 

✅ امام (عليه السلام) در اين كلام نورانى اشاره به تفاوت اعمال خيرى كه مورد رضاى خداست و لذات و هوسرانى هاى ناپايدار دنيا كرده.

 

اعمال گناه آلود داراى لذتى موقتى و ناپايدار است كه به زودى زايل مى گردد ولى عواقب بد آن هم در دنيا و هم در آخرت دامان انسان را مى گيرد.

 

مثلاً انسانى براى برخوردارى از لذتى آنى به شراب پناه مى برد. ممكن است اين ماده مخدر ساعتى او را از غم و اندوه تهى كند و در نشئه اى لذت بخش فرو برد; اما به زودى پايان مى يابد و آثار سوء آن در تمام اعضاى بدن او تدريجاً ظاهر مى شود و در آخرت نيز از شراب طهور بهشتى و نوشيدن آب كوثر محروم مى گردد.

 

ولى به عكس، انسانى كه به سراغ بندگى خدا مى رود و در ميدان جهاد با نفس و جهاد با دشمن حاضر مى شود، هر چند با مشكلاتى روبرو مى گردد; اما اين مشكلات تدريحا از بين مى رود و اجر و پاداش دنيوى و اخروى آن باقى مى ماند.

 

در خطبه 176 نيز اين جمله را خوانديم كه امام از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)نقل مى كند: «إنَّ الْجَنَّةَ حُفَّتْ بِالْمَكارِهِ وَإِنَّ النّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَواتِ: بهشت در ميان ناراحتى ها احاطه شده و دوزخ در ميان شهوات».

 

منبع: خلاصه شده از پیام امام امیرالمومنین علیه السلام.

 

 

نظر دهید »

هی نگویید

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس

 

 

هی نگویید که در کرب و بلا غوغا بود

 

و حسین بن علی بی علم و تنها بود

 

هی نگویید که ای کاش من آنجا بودم

 

جان به کف داده و درخدمت مولا بودم

 

هی نگویید که طفلان حسین بی آبند

 

اهل بیتش زعطش کنج حرم بی تابند

 

درد این است که دریای فرات آنجا بود

 

مدّعیان همه بودند ، حسین تنها بود

 

عمق این فتنه و ازفتنه گریها پیداست

 

کربلای من وتوجانِ برادر اینجاست

 

 

هرکه داردهوس کرب و بلا بسم الله …

 

هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله …

 

 

باید حسین زمان رابشناسیم 

 

و پشتیبان مسلم او باشیم 

 

اینجا کربلا

 

و امروز عاشوراست 

 

اینو که همه شنیده اید (کُلَ یَوما ًعاشورا و کُلُ عرضً کربلا)

 

هر روز عاشورا و همه ی زمین ها کربلاست 

 

        بسم الله …

 

 

اللهُمّ عَجّلْ لِوَلیّکَ الفَرجْ

 

 

اللهم أحفظ سیدنا امامنا الخامنه ای

 

نظر دهید »

خاطره شهید حسین خرازی

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس

 

 

با غیظ نگاهش می کنم.می گویم « اخوی ! به کارت برس. » می گوید « مگه غیر اینه ؟ ما این جا داریم عرق می ریزیم تو این گرما ؛ آقا فرماند ده لشکر نشسته ن تو سنگر فرماندهی، هی دستور می دن. » تحمّلم تمام می شود. داد می زنم« من خودم بلدم قایق برانم ها. گفته باشم، یه کم دیگه حرف بزنی، همین جا پرتت می کنم توی آب، با همین یه دست تا اون ور اروند شنا کنی اصلا ببینم تو تا حالا حسین خرازی رو دیده ای که پشت سرش لغز می خونی؟ » می خندد. می خندد و می گوید « مگه تو دیده ای؟»

 

شہــــــداے گمنــــــــامـــ

 

 

نظر دهید »

شما

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب

‍ ‍ شما خانمی! 

حیف این چهره ی زیبا نیست که درمعرض دید نامحرم قرار می دهی…؟

این چه لباس های پاره ایست که برتن می کنی؟

چرا باچهره ای ارایش کرده بیرون می ایی…؟

باور کن یک روز پشیمان می شوی

شما با این کار خود دل مهدی فاطمه را می شکنی

دل زینب را می شکنی

این کار ها را نکن…

ان وقت است که نمی توانی سرت را دربرابر مهدی فاطمه بلند کنی…

 

نظر دهید »

مادر سلام

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس

‍ مادر سلام! آمده‌ام بعد سال‌ها

انگار انتظار تو را پیر کرده است

زود است باز این همه پیری برای تو

شاید منم که آمدنم دیرکرده است

مادر مرا [ببخش!] اگر دیر آمدم

جایی که بودم از نفس جاده دور بود

آماج سنگ حادثه بودم ولی شگفت

آیینه شکسته من پر غرور بود

دیرینه سال بود که در دور دست‌ها ..

یک سرزمین به گرده من بار درد بود

در من کسی شبیه یلان حماسه‌ساز

بی‌وقفه با زمین و زمان در نبرد بود

دیرینه سال بود که سرپنجه‌های من

چنگال بسته بود به حلقوم خاک سرد

تا مغز استخوان مرا خورده بود خاک ..

تا مغز استخوان مرا خورده بود درد

قصد تو را زمین و زمان کرده بود و من

تنها برای خاطر تو این چنین شدم…

… که چنگ بر گلوی زمین و زمان زدم

یک عمر استخوان گلوی زمین شدم

مادر! مرا ببخش اگر دیر آمدم

یک مشت استخوان شدنم طول می‌کشید

تا ارتفاع شانه مردان شهرمان

از دست خاک پر زدنم طول می‌کشید

مادر نمیر!…زندگی من از آن تو!

مادر نمیر!…زندگی از آن میهن است

بعد از من آفتاب تو هرگز مباد سرد!

بعد از من آسمان تو هرگز مباد پست

 

نظر دهید »

متن زیبا

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس

 

 

نمیدونم تو این چه رازیه که…… 

بسیجی باشیو……

 زن و خانواده داشته باشیو……

بچت تازه به دنیا آمده باشه و…… 

تشنه حرف زدن و  راه افتادنش باشی و…..

به همه دنیا و زرق و برقش پشت پا بزنی و……

پلاک و پوتین و سربند و چفیه ببندیو……

به جای چالوس و کیش، تا سوریه و عراق بری و……

مخلص و بی ادعا، پشت وانت بشینی و……

مثل مرد،تو شکم درندگان داعشی بری و……

شهید بشیو……

بچت یتیم بشه و….. 

همسرت تو جوانی بیوه بشه و…..

از جماعت نادان طعنه و کنایه بشنوند و…… 

در عوض مردم کشورت در امنیت کامل و طراز جهانی باشند و…… 

آقا زاده ها و بالا نشین ها نه تو وانت، توی پورشه و مازراتی، نه تو حمص و حلب، تو زعفرانیه و شهرک غرب،صفا کنند و……

در عوض عند ربهم یرزقون بشی و….. 

از اون بالا مالاها به ما زمینی ها نگاه کنی و…..

حقارت و ذلالت ما رو ببینی و……

تو عالم آخرت بگردی و از اون هایی که بهت طعنه زدن شفاعت کنی!!!!!

نمیدونم این چه رازی هست!!!! 

نمیدونم،

فقط میدونم این دنیا خیلی کوچکتر از اینه که عظمت شهدا رو نشون بده! 

 

✅ وصیت‌نامه شهید علی محمدی

ای برادر عرب که  میگردی تا گلوله ات را به سینه ام بنشانی. در قیامت جای من و تو عوض خواهد شد و آنروز من به دنبال تو خواهم گشت تا نزد خدایم تو را #شفاعت کنم!!!!

 

آیا آنان که میدانند، با آنان که نمیدانند، برابرند؟ 

 

 

نظر دهید »

دلنوشته

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس, دل نوشته

دلنوشته همسر شهید زنده سید نورخدا موسوی

.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

عِطر یک گوشه از استان من

از لرستان عِطر خوزستان است

 

عِطر یک کوچه از شهر من

از خرم آباد عِطر خرمشهر و آبادان است

 

با هشت سال کمای مقدس مرد خانه ام ٬ منزل ما عِطر هشت سال دفاع مقدس دارد

 

خانه ام شبیه جبهه های جنوب خاکریز ندارد

اما نورخدا و نورِ خدا را دارد

 

و حالا هشت سال است

خانه ام مقصد راهیان نور است 

من عروس زهرا ….

خادمِ فرزند علی ام 

من سفیر کربلای لار …..

من پرستار سید نورخدا موسوی ام

 

سیدم …..

تو بیشتر از آینده چشم به راه یک نقطه از تاریخ بودی

و آنقدر در انتظار گذشته ماندی

که کربلا در پس چهارده قرن فاصله

خود را به لار رسانید

و تو با نوشیدن یک جرعه از شهد اهلا من العسل ٬پرسش حسین را با ندای لبیک پاسخ گفتی ……

پس از آن من سفیر لار شدم ….

من سرباز زینب کبری شدم ….

تو ماندی

و رسالت من این شد که با تو بمانم

 از تو بگویم … 

 

سیدم

دست تقدیر میان وصل ما

هجران خواست 

دست تقدیر میان وصل ما

حرمان خواست 

و من اما در گوش تو گفتم بمان ….

 

دیدم تنها نفس کشیدن برایت سخت است

گفتم شروع کن

دم از تو

تمام بازدم ها تا ابد بامن ….

 

دیدم جسم تو بی جان شده  ….

گفتم

تو با جسم و جان من بمان 

هم جسم و هم جانم نذر حضرت زینب ….

 

تو شمع شدی و من پروانه 

گله ای نیست اگر میسوزم …..

سهم هر پروانه ی عاشق سوختن است میدانم 

 

آنچه میگویم گله نیست ……

 

راز کویرِ لب هایِ ترک خورده یِ از خشکیِ سکوتِ من و توست 

 

رازِ هشت ساله یِ  بارِ غم ِ مانده بر دوش ِ نگاهِ من و توست 

 

آنچه میگویم راز سخن چشمان خیس من  با چشمان مهربان توست ……

 

راز لحظه هاییست که 

در نگاهت خیره میشدم و میگفتم ….

میگفتم از غم ها و درد ها ی دلم  

میگفتم

 

سید برخیز محمد بهانه گیر شده ….

چه کنم آرام نمیگیرد 

برخیز ….

دلش صحبت ها و لبخند های تو را میخواهد 

میگوید

پس بابای من کی خوب میشود

در جوابش چه بگویم سید  

 

سیدم برخیز اشک ها و دلنوشته های زهرا مرا نیز بی تاب کرده ‌‌‌‌…

 

راستی سید از قلب من خبر داری …..

میدانی چه میگذرد بر قلب عاشقی که معشوق را در حال سوختن و هر لحظه آب شدن میبیند 

میدانی چه بر سرم می آید

وقتی هرچند دقیقه یکبار نفست میگیرد …

خبر داری از دلم وقتی صدای سرفه ات برمی خیزد 

خبر داری از حال من وقتی گودیِ زیر چشمانت هر روز بیشتر و بیشتر میشود 

خبر داری از حال من هنگام بی تابی و تشنج هایت ……

 

سید برای خودم نیز جای سوال بود  که چگونه زنده مانده ام …..

اما راز عشق همین جاست این عشق است

که هم مرا میکشد

هم زنده نگه میدارد …

 

اغراق نیست اگر بگویم هر روز می میرم و زنده میشوم ……

بی شک تو هم در گیر و دار عشقی که هم شهید و هم نفس میکشی….

 

 

نظر دهید »

دلم شهادتــ میخواد

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس

 

 

دلم شهادتــ میخواد…

مےگویند چرا مے خواهے شهید  شوے؟!!

 

مے گویم دیده اید وقتے یڪ معلم  را دوستــ دارے خودتــ را مےڪشے

 درڪلاسش نمره ے 20 بگیرے و لبخند رضایتش دلتــ را آبــ ڪند؟؟

 

من هم دلم براےلبخند خدایم تنگـــ  شده

 

 مےخواهم شاگرد اول ڪلاسش  بشوم…

 

شـــ ـــهـــ ــــادت

 

“شهادتـــ مرگــ انسانهاےزیرڪ و هوشیار استـــ ڪه نمیگذارند این جان، مفتــــ از دستشان برود و در مقابل ،چیزے عایدشان  نشود”

 

اللهم ارزقنا توفیق الشهادةفےسبیلڪ

 

نظر دهید »

خدا کند

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در دل نوشته

‍ خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود

 

ز دام خال سیاهش کسی رها نشود 

 

خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار

 

به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود

 

جواب ناله ما را نمی دهد “دلبر”

 

خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود

 

به خانه دل ما پا نمی نهد دلبر

 

خدا کند که دل خانه جفا نشود

 

شنیده ام که از این عبد ، یار خسته شده

 

خدا کند که به اخراج ما رضا نشود

 

مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست

 

خدا کند که مریضی من دوا نشود 

 

ز روزگار غریبم گشته است معلوم

 

شفای ما به قیامت بجز رضا نشود

 

کبوتر دل ما جلد بام خانه توست

 

خدا کند که دلی خانه جفا نشود …

 

نظر دهید »

شها

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب, سخن بزرگان

✔️حاج آقای کافی نقل می‌کردند: 

 

داشتم میرفتم قم، ماشین نبود، ماشین‌های شیراز رو سوار شدیم. یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود، اون موقع هم که روسری سرشون نمی‌کردن

 

هی دقیقه‌ای یکبار موهاشو تکون می‌داد و سرشو تکون می‌داد و موهاش می‌خورد تو صورت من. هی بلند می‌شد می‌نشست، هی سر و صدا می‌کرد

 

می‌خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه‼️. برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته (خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش) 

????گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟ بردار یکی بشینه. نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه!

گفتم: این خانم ماست.

گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟ همه خندیدند.

گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم… یهو یه چیزی به ذهنم رسید.????

بلند گفتم: آقای راننده! زد رو ترمز. گفتم: این چیه بغل ماشینت؟

گفت: آقاجون، ماشینه! ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟!

گفتم: چرا؟! دیدم. ولی این چیه روش کشیدن؟

گفت: چادره روش کشیدن دیگه!

گفتم???? خب، چرا چادر روش کشیده؟

گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می‌دونم! چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنه، انگولکش نکنه، خط نندازن روشو …

گفتم خب، چرا شما نمی‌کشی رو ماشینت؟

گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن. این ماشین عمومیه کسی چادر روش نمی‌کشه! اون خصوصیه روش چادر کشیدن!

 

✅منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم: این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم.

 

 

 

 

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 124
  • 125
  • 126
  • ...
  • 127
  • ...
  • 128
  • 129
  • 130
  • ...
  • 131
  • ...
  • 132
  • 133
  • 134
  • ...
  • 187
 تماس
بسم الله الرحمن الرحیم سلام...به وبلاگ مذهبی فرهنگی خیلی خوش اومدین! امیدوارم مطالب وبم براتون جالب باشه و بتونم برای پیشرفت کشورمون و ظهور امام زمانمون یه قدمی بردارم.. منتظر نظراتتون برای هر چه بهتر شدن این وبلاگ هستم... "یا علی"  ترسم که شعر مزار من این شود او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت... اللهم عجل لولیک الفرج آنطور که هستي‌ باش ،.... صداقت مؤثرترين تيري است که به قلب هدف مي‌‌نشيند ،.... هدفت را با نقشه‌هاي جوراجور آلوده مکن‌ ،... خودت باش ،.... افتاده باش ،... نه‌ ذليل ،... شوخ باش ،... نه‌ مسخره ،.... آزاده باش ،،... نه‌ ياغي ،... مطمئن باش ،... نه‌ ساده ،.... از خود ،... راضي باش ،.... نه‌ از خود راضي ،... صبور باش ،... نه‌ در کمين ،.... آنوقت خواهي ديد که کليد را در دست خود خواهي داشت!!  ان شاء الله

موضوعات

  • همه
  • آینه خدا
  • ائمه معصومین
  • احکام
  • اخبار حوزه علمیه معصومیه
  • اخبار فضای مجازی
  • اربعین
  • امام زمان
  • بانوان در حماسه کربلا
  • تدبر در آیات و سوره های قرآن کریم
  • تربیت فرزندان
  • حجاب
  • حیوانات در قرآن
  • داستان ها ومطالب خواندنی
  • دانستنی های جالب
  • دانستنی های قرآنی
  • دل نوشته
  • دهه فجر
  • دومین همایش فعالان فضای مجازی
  • دیدنی های ایران
  • روز نوشته های من
  • سبک زندگی
  • سخن بزرگان
  • شهدا و دفاع مقدس
  • طب سنتی و بسته سلامت
  • طنز
  • عکاسی من
  • عکس نوشته های زیبا
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • محرم
  • مدافعان حرم
  • مقام معظم رهبری
  • مناجات
  • مناسبت ها
  • وصیت نامه شهدا
  • پاسخ به برخی از شبهات دینی و مذهبی
  • کالای ایرانی
  • کلاس اخلاق عمومی

رتبه

    کاربران آنلاین

    • فاطمه شبانه اراني
    • مهزیار
    سوره قرآن
    مهدویت امام زمان (عج)
    مهدویت امام زمان (عج)
    ذکر روزهای هفته

    تقویم

    اوقات شرعی

    آمارگیر وبلاگ

    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان