بسم الله الرحمن الرحيم

رنگ خدا

اول از خودمان شروع کنیم

ارسال شده در 18 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب

 

صف نانوایی : 

 

مرد حدود 40-45 سال خطاب به نفر پشت سریش در خصوص وضع حجاب زنان و دختران بحث می کردند : آقا این چه وضع حجابه دولت مقصره آقا باید یه فکری به حال این شرایط بر دارند همین افراد هستند که با این لباس و وضع آرایش میان بیرون و جوون ها رو به انحراف می کشونند …. 

طرف حسابی داشت از این شرایط گلایه می کرد و ناله می کرد مخاطبش هم از اون مشتاق تر در جوابش گفت : بله آقا حق با شماست شما برای مثال همین دختر بچه رو ببینید که به درخت تکیه داده این بچه با این شرایط الانش خوب بزرگ بشه میشه یکی مثل همین دخترهای بد حجابی که شما میگید باید قبول کنیم دولت مقصر والدین هم مقصرن باید به این بچه یاد بدهن حجاب چیه این بچه که نمی فهمه از این شرایط و لباس خوشش میاد دیگران هم می بیننش براش ذوق می کنن و قربونش میرن از همین کودکی این ظاهر رو باعث تشویقش می دونه و خوشش میاد بزرگ که بشه میشه بد حجاب یا بی حجاب . 

 

(( دختر بچه حدود شش هفت ساله کفش بوت بچگونه با شلوار لی تنگ ، صورت معصومانه مهربونی که کمی آرایش هم داشت با لباس دامنی و یه روسری کوتاه که موهای بلندش رو بافته بودن و انداخته بود روی شونه هاش به درخت کنار جوی آب تکیه داده بود )) مرد شاکی همونطور که داشت حرفهای مخاطبش رو در خصوص دختربچه می شنید سرتکون می داد و نیم نگاهی هم به دختر بچه داشت . ساکت شد و دیگه چیزی نگفت . نوبتش شد نانش رو گرفت و به سمت دختر بچه رفت و گفت : باباجون بریم … !!! 

 

 

 

من و شما در قدم اول باید قبل از اینکه انگشت اشاره به سمت دیگران نشانه بریم خودم رو بررسی کنیم . باید از خودمون شروع کنیم . مادر خواهر همسر دوست خودم رو کمک کنیم تا خوب و بد رو درک کنه . شاید امر به معروف و نهی به منکر در جامعه و برای غریبه مشکل باشه ولی برای آشنا و دوست و اطرافیانمون باید راحت باشه . اگر واقعا به خانواده اهمیت می دیم باید به همه چیز حال و آینده اونها اهمیت بدیم . 

دختر و پسر باید با اصول و قواعد اسلامی درست پوشیدن و درست در جامعه ظاهر شدن رو بیاموزند و اولین آموزشگاه خوده خانواده هستش . والدین برای فرزندان خواهر و برادر بزرگتر برای کوچکتر ها ….

 

 

2 نظر »

سر سنگ

ارسال شده در 18 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب

 

سنندج سر پست نگهبانی ایستاده بودم  یک دفعه دیدم از روبرو سر و کله ی یک دختر کرد پیدا شد روسری سرش نبود ٰ وضع افتضاحی داشت 

 

محلش نگذاشتم تا شاید راهش را بکشد و برود 

 

نرفت ! برعکس آمد نزدیک تر ٰ بهش نگاه نمی کردم ٰ ولی شش دنگ حواسم جمع بود که دست از پا خطا نکند ٰ با تمام وجود دوست داشتم هر چه سریع تر گورش را گم کند .

 

چند لحظه گذشت . هنوز ایستاده بود . یک آن نگاهش کردم ٰ صورتش غرق در آرایش بود  انگار انتظار همین لحظه را می کشید 

 

به من چشمک زد و بعد هم لبخند 

 

صورتم را برگرداندم این طرف ٰ غریدم ! برو دنبال کارت 

 

 

 

نرفت !

 

بار دیگر حرفم را تکرار کردم ؛ باز هم نرفت . این بار سریع گلن گدن را کشیدم بهش چشم غره رفتم و داد زدم برو گمشو وگرنه سوراخ سوراخت می کنم !

 

رنگ از صورتش پرید  یکهو برگشت و پا گذاشت به فرار

 

نظر دهید »

زیبا و خواندنی

ارسال شده در 17 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب

سرکلاس بحث این بود که چرا بعضی از پسرهایی که هر روز بایک دختری ارتباط دارند، دنبال دختری که تا به حال با هیچ پسری ارتباط نداشته اند برای ازدواج می گردند! اصلا برایمان قابل هضم نبود که همچین پسرهایی دنبال این طور دخترها برای زندگیشان باشند!

 

این وسط استادمان خاطره ای را از خودش تعریف کرد:

ایشان تعریف میکردند من در فلان دانشگاه، مشاور دانشجوها بودم، روزی دختری که قبلا هم با او کلاس داشتم وارد اتاقم شد، سر و وضع مناسبی از لحاظ حجاب نداشت، سر کلاس هم که بودیم مدام تیکه می انداخت و با پسرا کل کل می کرد و بگو بخند داشت، دختر شوخی بود و در عین حال ظاهر شادی داشت.

 

سلام کرد گفت حاج آقا 

 

 

من میخواستم در مورد مسئله ایی با شما صحبت کنم، اجازه هست؟

 

گفتم بفرمایید و شروع کرد به تعریف کردن.

 

راستش حاج آقا توی کلاس من خاطر یه پسرَ رو میخوام، ولی اصلا روم نمیشه بهش بگم، میخوام شما واسطه بشید و بهش بگید، آخه اونم مثل خودم من خیلی راحت باهام صحبت میکنه و شوخی میکنه، روحیاتمون باهم می خوره، باهم بگو بخند داره، خیلی راحت تر از دختر های دیگه ای که در دانشکده هستن بامن ارتباط برقرار میکنه و حرف میزنه، از چشم هاش معلومه اونم منو دوست داره، ولی من روم نمیشه این قضیه رو بهش بگم میخواستم شما واسطه بشید و این قضیه رو بهش بگید.”

 

حرفش تمام شد و سریع به بهانه ایی که کلاسش دیر شده از من خداحافظی کرد و رفت.

 

در را نبسته همان پسری که دختر بخاطر او بامن سر صحبت رو باز کرده بود وارد اتاق شد. به خودم گفتم حتما این هم بخاطر این دخترک آمده، چقدر خوب که خودش آمده و لازم هم نیست من بخواهم نقش واسطه رو بازی کنم!

 

پسر حرفش رو اینطور شروع کرد که: من در کلاسهایی که می رم، دختری چشم من رو بد جور گرفته، میخوام بهش درخواست ازدواج بدم، ولی اصلا روم نمیشه و نمی دونم چطوری بهش بگم!

 

بهش گفتم اون دختر کیه: گفت خانم فلانی!

 

چشم هام گرد شد، دختری رو معرفی کرد که در دانشکده به «مریم مقدس» معروف بود!!

 

گفتم تو که اصلا به این دختر نمی خوری، من باهاش چندتا کلاس داشتم، این دختر خیلی سرسنگین و سر به زیر ِ، بی زبونی و حیائی که اون داره من تا الان توی هیچ کدوم از دخترهای این دانشکده ندیدم، ولی تو ماشاءالله روابط عمومیت بیسته! فکر میکنم خانم فلانی (همون دختری که قبل از این پسر وارد اتاق شد و از من خواست واسطه میان او و این پسر شوم) بیشتر مناسب شما باشه!

 

نگذاشت حرفم تمام شود و شروع کرد به پاسخ دادن:

 

من از دختر هایی که خیلی راحت با نامحرم ارتباط برقرار میکنن بدم میاد، من دوست دارم زن زندگی ام فقط مال خودم باشه، دوست دارم بگو بخند هاشو فقط با مرد زندگیش بکنه، زیبایی هاش فقط مال مرد زندگیش باشه، همه دردو دل هاشو با مرد زندگی ش بکنه، حالا شما به من بگید با دختری که همین الان و قبل از ازدواج هیچی برای مرد آینده اش جا نذاشته من چطوری بتونم باهاش زندگی کنم؟!

 

من همون دختر سر به زیر سرسنگینی رو میخوام که لبخندشو هیچ مردی ندیده، همون دختری رو میخوام که میره ته کلاس میشینه و حواسش به جای اینکه به این باشه که کدوم پسر حرفی میزنه تا جوابش رو بده چار دنگ به درسش و نمراتش عالی!

 

همون دختری که حجب و حیاءش باعث شده هیچ مردی به خودش اجازه نده باهاش شوخی کنه، و من هم بخاطر همین مزاحم شما شدم، چون اونقدر باوقاره که اصلا به خودم جرات ندادم مستقیم درخواستم رو بگم.

 

منبع:وبلاگ راه روشن

5 نظر »

زمزمه

ارسال شده در 17 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در امام زمان, عکس نوشته های زیبا

1 نظر »

سرت را بالا بگیر مرد

ارسال شده در 17 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس, عکس نوشته های زیبا

1 نظر »

چی شد من چادری شدم

ارسال شده در 17 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب

دیدیم شیطان صفتان، برای پاکی قلب معصوم خواهران و برادرانمان نقشه ها کشیده اند

 

دیدیم قبح گناه می ریزند و بی حیایی را ترویج میکنند

 

دیدیم به اسم آزادی جسم، انسانیت را به اسارت می کشند تا حیوان بسازند

 

دیدیم عمق نگاه ها را کوتاه می کنند تا بالا را از یاد همه ببرند

 

دیدیم عرفان کاذب را تبلیغ می کنند؛ دین بدون تکلیف را، تا به عکسی در آب از ماه محروم سازند

 

دیدیم چادر را نشانه گرفته اند

 

دریغمان آمد نگوییم از لذت بی نهایت این انتخاب خدایی

 

دریغمان آمد نگوییم از زیبایی بی نهایت وقار

 

دریغمان آمد نگوییم که یک بار امتحان کنید لذت باخدا بودن را، برای خدا انتخاب کردن را، تیر در چشم شیطان شدن را، مجاهد راه خدا بودن در جهاد اکبر را

 

ای کاش همه بگویند

 

همه ی آنها که حتی به خوب هم قناعت نکرده اند، به حداقل ها قانع نشدند،

 

برتر را برگزیدند

 

1 نظر »

اسلام ناب محمدی یعنی چه؟

ارسال شده در 17 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در داستان ها ومطالب خواندنی

هیچ می دانیم که \"اسلام ناب محمدی\” یعنی چه یا تنها چیزی را همچنان طوطی وار حفظ کرده ایم و تکرار می کنیم. بسیاری در تاریخ ادعای اسلام ناب محمدی داشته اند و حتی مدعیان آن در دوران کنونی نیز کم نیستند. نمونه بارز آن در تاریخ، خوارج بودند که نماز شب شان ترک نمی شد و چون در شریعت بر دیگران پیشی گرفته بودند، تصور می کردند اسلام ناب محمدی را می شناسند! کسانی که صلح و مدارا را خیانت و حتی خروج از دین اسلام می شمردند، پیامبر اسلام و امامان نبودند، بلکه خوارج بودند! آنانی که نه صلح پیامبر را با کفار و مشرکان و زندگی مسالمت آمیز با اهل کتاب را درک کردند و نه صلح و مدارای امام حسن با معاویه را. مصداق عینی آن نیز در دوران امروز طالبان و سلفی ها هستند که رفتار برطبق قرآن و سنت را قانون اساسی خود می دانند و اصلاً سلفی یعنی کسی که بر طبق عمل پیشینیان-پیامبر، مسلمانان صدر اسلام و صحابه و امثال هم- رفتار می کند و ایشان نیز ترور بی گناهان و ناشناسان را منش اسلام ناب محمدی خود می دانند و کشته شدگان خود را شهید!! تجربه نشان داده است که اکثراً غلظت در شریعت و عمق بخشیدن به تعصبات و گسترش شعائر دینی را با اسلام ناب محمدی عوضی می گیرند، اما چنان که قرآن در سوره آل عمران می فرماید در حقیقت از پی آنچه در دل خود دارند می روند. 

 

پس بشنو که قصه نمی گویم، بلکه غصه دل باز می کنم: اسلام ناب محمدی یعنی درک روح دین اسلام در اهداف، روش و منش به وسیله قرآن و رفتار محمد: رحمت و عدالت. اسلام ناب محمدی یعنی درک نبرد بدر در کنار صلح حدیبیه، نه تنها توجه به یکی از آن ها. اسلام محمدی یعنی بیاد آوردن زجرها و شکنجه هایی که مسلمانان بدست جنایتکاران در مکه دیدند و حتی برخی از آن ها شهید شدند، ولی پیامبر هنگام فتح مکه فرمود: امروز روز بخشایش است و عجبا که برخی از دشمنان عاقل اش او را بهتر از پیروان متعصب اش شناختند و اعتراف کردند که محمد از دیوارها وارد نمی شود، او از قلب ها وارد می شود و این پیروزی جاودانه است. اسلام محمد یعنی همان گونه که ایستادگی در مقابل ظالم یک ضرورت دینی است، بخشایش و رحمت ضرورت دیگر دینی است، چنان که قرآن از مومنانی که تنها به عدالت می اندیشند، می پرسد: آیا نمی خواهید که خود بخشیده شوید. اسلام محمد، یعنی احترام به همزیستی ادیان – هم چنان که در پیمان نامه های آن حضرت با یهودیان و مسیحیان عصرش آمده است-، یعنی پیروزی با فتح آزادانه قلب ها، نه پیروزی به زور و با کشورگشایی ها. آن کس که تفاوت این دو را نمی داند، پیامبر اسلام – پیامبر رحمت- را با چنگیزخان عوضی گرفته است. 

 

او پیرو اسلام ناب محمدی نیست که پیرو دین ناب چنگیزخان و فاتحان جنایتکار است. اسلام ناب محمد به معنی پایبندی عملی خودمان به اخلاقیات است، نه این که مدام دشمنانمان را به اخلاق توصیه کنیم، ولی خود چون اسم مان را مسلمان گذاشته ایم، هر چه دلمان می خواهد می کنیم و حتی به دوستان خود دروغ می گوییم و به نزدیکان خویش بهتان می بندیم، چه رسد به دشمنانمان. با رقبای دوستمان عادلانه رفتار نمی کنیم، اما به دشمنانمان توصیه می کنیم که رعایت عدالت را در موردمان بکنند؟! این است اسلام “من در آوردی ما”!! اسلام ناب محمدی زمانی متجلی می شود که آیات تند سوره منافقون نازل می شود، و حتی یکی از مسلمانان جوان از پیامبر در مورد کسب تکلیف نسبت به قتل پدر منافق اش می پرسد و حضرت می فرماید: «با او مدارا خواهیم کرد.» تاریخ اسلام را کرده ایم تاریخ جنگ های پیامبر. در حالی که روزهایی را که آن حضرت در دفاع مقابل محاربان به سر می برد، یک صدم از ۲۳ سال رسالت وی نمی شود. اسلام قرآن یعنی توجه به جهاد، به معنی جهد و کوشش و ایستادگی، نه حرب و محاربه و کشتار. چون که همان قرآن در جایی دیگر از قول هابیل به قابیل فرمود: «اگر دستان خود را دراز کنی تا مرا بکشی، دستان خود را دراز نخواهم کرد تا تو را بکشم، چرا که از پروردگار جهانیان می ترسم». و در جایی دیگر می فرماید: اگر یک نفر را به ناحق بکشید، انگار که همه جهانیان را کشته اید. آیا نص صریح از این واضح تر؟ 

 

پشتم می لرزد، وقتی به اعمال خودمان می نگرم و مقایسه می کنم با رفتار محمد و با وجود آن علّو روح، هنگام مرگ از دیگران می خواهد که اگر حتی نادانسته حقی را در حد تازیانه ای که به اشتباه به دیگری زده، ضایع کرده قصاص کنند!؟ - انسان وقتی تا بدین حد بزرگ منشی را می شنود، ناخودآگاه بغض اش می گیرد. خودمانیم ما آن جستجوگر اسلام ناب محمدی نیستیم، بدنبال منفعت خودیم و آیات و سیره پیامبر را نیز بهانه و توجیه رفتارهای خودخواهانه خویشتن ساخته ایم. بی سبب نیست که در روایات معصومین ما به کرّات آمده است، هنگامی که مهدی موعود بیاید، انگار که دین جدیدی آورده است و همان گونه که خوارج به اسم اسلام ناب، حضرت علی را تکفیر کردند، ما نیز به نام اسلام ناب و من در آوردی خود، آن حضرت را نیز تکفیر می کنیم و شاید آنانی که کمی منصف تر اند، پس از شهادت اش (در حقیقت با دستان جهل خودشان) برایش گریه کنند، و چنان که تاریخ نشان داده، می پنداریم این تنها کاری است که از دستمان برای بزرگان دینی مان بر می آید و به خیال خود از این طریق گناهانمان نیز بخشیده می شود!! 

 

اما بدانیم که تنها خود را فریب می دهیم و آنچه می کنیم با خود می کنیم و روزی در پیشگاه الهی بابت \"اسلام ناب من درآوردی خود\” محاکمه خواهیم شد. وای بر ما، وای بر ما…؛ به خود بیاییم، و به حساب خود رسیدگی کنیم، پیش از آن که به حسابمان رسیدگی شود، چنان که انگار تاکنون خواب بودیم و اینک دوباره متولد شده ایم؛ به همان معنا که عیسی مسیح فرمود: کسی وارد ملکوت خداوند نمی شود، مگر این که دوباره متولد شده باشد. 

 

———————————– 

 

دکتر کاوه احمدی علی آبادی 

 

دکترای فلسفه و ادیان از تگزاس آمریکا 

نظر دهید »

حجاب زنان مسلمان

ارسال شده در 16 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب

4 نظر »

آقا

ارسال شده در 16 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در مقام معظم رهبری

نظر دهید »

مدافعان حرم کیستند و چه در سر دارند؟

ارسال شده در 16 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در مدافعان حرم

جوانانی که امروز در قامت «مدافعان حرم» خبرساز می‌شوند پرچم‌داران عاشقی هستند که به راحتی نمی‌توان برمبنای محاسبات عقل معاش، قضاوت‌شان کرد؛ ثروت آن‌ها عشقی است که قابل تحریم نیست!

 

به نقل از مهر، دستی زیر سر دارد و لبخند گرمی روی لب.

 

هر از گاه نیم نگاهی به تکاپوی اطرافیان می‌اندازد و زیر لب زمزمه می‌کند: «السلام علیک یا اباعبدلله»

 

حمزه زلزلی تنها چند دقیقه با شهادت و آرامش ابدی فاصله دارد و حالا آنچه در قالب ویدوئی کوتاه از او به یادگار مانده خلاصه‌ترین ترجمان از حس و حال عاشقانی است که ملیتی فراتر از مرزهای جغرافیایی برای خود برگزیده و دوشادوش هم هویتی واحد را شکل داده‌اند: رزمندگان مدافع حرم.

 

اما این «مدافعان حرم» که خیلی زود به خیل «شهدای حرم» می‌پیوندند کیستند و چه در سر دارند؟

 

آرمان‌شان چیست و چگونه دل از آرامش زندگی روزمره می‌کنند و بدون اجبار از ایران، سوریه، افغانستان و کشورهای دیگر عازم کارزار «دفاع از حرم» می‌شوند؟

 

روایت یک حیرانی

 

«عقل می‌گوید بمان و عشق می‌گوید برو… و این هر دو، ‌عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود.»

 

شهید سیدمرتضی آوینی در روایت ماندگار خود از عصر عاشورا تحت عنوان «فتح خون» برش‌هایی تکان‌دهنده و بعضا ماندگار دارد که گویی تا سال‌های سال بکری خود را از دست نداده و هنوز روایت حال ما هستند.

 

قضاوت درباره جوانانی که امروز و در فضای رسانه تحت عنوان کلی «مدافعان حرم» خطاب می‌شوند و بعضا نگاهی آمیخته با پیش‌داوری نسبت به اهداف و آرمان‌هایشان داریم، کار ساده‌ای نیست.

 

اساسا سهل و ممتنع است که بخواهیم از دلباختگانی بگوییم که بیشتر اهل خلوت بوده و هستند و نه فقط خود اصراری بر فریاد باورهایشان نداشته‌اند که بازماندگان و همراهانشان هم حد و مرزی معین با فضای پرهیاهوی رسانه‌ها دارند.

 

چگونه می‌توان با ابزار «عقل» به قضاوت دیپلمات‌های عاشقی نشست که اگرچه ردای تقابل با جاهلیت مدرن داعشیان را به تن کرده‌اند اما خود نیز چندان در قید و بند «عقل» نبوده و پا در مسیری گذاشتند که دیگران جز به حیرت نمی‌توانند به روایت و بازخوانی آن بپردازند؛ حیرتی از جنس همان تقابل عقل و عشق!

 

چند روایت معتبر؛ آرام بودند و آرام رفتند

 

«شعری که آقا را به گریه انداخت» این تیتر مشترک بسیاری از رسانه‌ها از حاشیه‌ دیدار رهبر انقلاب با جمعی از خانواده شهدای حرم بود.

 

روایت شعری که مقام معظم رهبری بر پای تصویر یکی از شهدای حرم دید و چشمانش تر شد؛

 

ما سینه زدیم و بی صدا باریدند

از هرچه که دم زدیم، آنها دیدند

 

ما مدعیان صف اول بودیم

از آخر مجلس، شهدا را چیدند

 

بیش از هر چیز واقعیتی قابل تأمل در این دو بیتی نهفته است.

 

شهدای تکیه زده در «آخر مجلس» در روزگار ترک‌تازی‌ «مدعیان» چه کسانی هستند و چگونه می‌توان احوالات‌شان را درک کرد.

 

بیایید پیش از هر تحلیلی سه روایت از سه تن از این شهدا را باهم مرور کنیم؛

 

روایت اول؛ مزه دنیا به دهنتان نرود!

 

«گیلنباره»؛ نام بیماری آنقدر عجیب بود که پدر را شوکه کرد.

 

رضا محصل اول دبیرستان بود که به ناگاه به واسطه بیماری گلینباره زمین‌گیر شد.

 

حدود یك ماه در بیمارستان بستری ماند تا اینكه بعد از معاینات و آزمایشات فراوان دکترها به خانواده‌اش گفتند؛ «رضا، فلج شده است.»

 

پدر دلشکسته دست به دامان حضرت زینب(س) می‌شود و فرزند را نذر حضرت می‌کند.

 

شهید رضا کارگر برزی

 

عباس كارگر برزی پدر دلشکسه رضا، باقی حکایت را اینگونه روایت می‌کند: «مدت كوتاهی نگذشته بود كه یك روز در كمال ناباوری و به یكباره دیدیم رضا دست روی دیوار گذاشته و آرام آرام راه میرود.

 

معجزه شده بود.

 

خانم حضرت زینب‌(س) شفایش را داد، تا چنین روزی سربازی خودش را بكند و در راه دفاع از خیمه زینبی به شهادت برسد.»

 

شهید رضا کارگر برزی داستانی غریب در میان مدافعان حرم دارد.

 

جوانی که متولد ۵۸ بود و سرانجام در یازدهم مرداد ماه ۱۳۹۲ در دفاع از حرم حضرت زینب(س) در سوریه و در نبرد با تکفیری‌ها به لقاء الله پیوست.

 

مادرش درباره احوالاتش می‌گوید: «اهل تعهد و عمل و از كودكی عاشق رهبر بود. همیشه می‌گفت مراقب باشید مزه دنیا به دهانتان نرود.

 

رضا خیلی دوست‌داشتنی بود، بسیار صبور و بااخلاق.»

 

و این هم درددلی از پدر شهید: «مدافعان حرم خیلی مظلومانه شهید می‌شوند.

 

در دیار غربت در دفاع از اسلام ناب محمدی با اشقیا می‌جنگند و خیلی مظلومانه در خفا تشییع می‌شوند.

 

مدافعانی كه در گمنامی هستند.

 

جای ایشان خیلی خالی است، البته این شهدا در محضر سید الشهدا (ع) و حضرت زینب (س) هستند و در فراق این عزیزان، تسلی دلمان همان نظر ائمه اطهار است.»

 

روایت دوم؛ خواب بابا رو دیدم دوباره…

 

اگرچه صادقانه می‌گوید «یکبار قبل از ازدواج با هادی آرزو کرده بودم که همسر شهید شوم» اما بعد می‌گوید حساب و کتاب سختی‌ این‌ روزها را نکرده بوده است! مریم مهدی‌زاده همسهر شهید شهید هادی باغبانی از شهدای حرم است.

 

مداح اهل‌بیت، متولد ۱۳۶۲ و فرزند سوم خانواده‌ای روستایی دارای یک خواهر و برادر. هادی زندگی ساده‌ای داشت تا زمانی که به عنوان مستندساز راهی سوریه شد.

 

تشییع پیکر شهید هادی باغبانی

 

آنچه از نزدیک از جنایت‌های گروه‌های تروریستی تکفیری و سلفی در سوریه دید کافی بود تا دل از همه چیز برکند و ردای مدافعان حرم را به تن کند و همسر خود را با تنها یادگار زندگی مشترکشان «رضوانه» تنها بگذارد.

 

حالا این مادر و دختر روایت‌هایی شنیدنی اما ناگقتنی از پدر در سینه دارند؛ «رضوانه گاهی وقت‌ها می‌گوید من بابا را میبینم.

 

گاهی خواب و گاهی بیداری.

 

مثلا روزی که از دیدار رهبری برمیگشتیم ناگهان در خیابان گویا بابایش را دیده باشد، گفت مامان! بابا را نگاه کن.

 

یا مثلا در حرم حضرت علی (علیه‌السلام) دوباره بابایش را دیده بود. چند وقت پیش خواب دیده بود بابایش برایش تبلت خریده است!»

 

روایت سوم؛ عقب‌نشینی در کار نیست

 

«اگه ما رو بعد دیدید که هیچ، توفیق ازمون سلب شده، اگرم ندیدید، ما رو حلال کنید…» یک فایل صوتی ویژه‌ترین یادگاری است که شهید مهدی صابری از خود به جا گذاشته است.

 

شهید مهدی صابری

 

چه روایتی گیراتر و صادقانه‌تر از آخرین یادگار این شهید از خود که اینگونه دلگویه‌های خود را ضبط کرده است:‌ «یا حسین، یا حسین، یا حسین… دقیقا مقابلمون، تکفیری‌های لعنتی‌اند، تعدادِ زخمی‌هامون رفته بالا… دلمون گرمه به حضرت زینب(س)… دو تا شهید دادیم، هشت تا زخمی، ولی دلمون گرمه که راه خوبی رو انتخاب کردیم…

 

شارژِ موبایلم تموم شده، دیگه زیاد نمی‌تونم صحبت کنم…

 

چون مموری‌های گوشی‌ام رو برداشته بودم، حافظه‌ای برای ضبط فیلم ندارم.

 

اگه ما رو بعد دیدید که هیچ، توفیق ازمون سلب شده/ یا حسین… اگرم ندیدید، ما رو حلال کنید، از ته دل حلال کنید.

 

خیلی بد کردیم، خیلی… بندگی خدا رو نکردیم… (هق هق گریه امانش نمی‌دهد) … خدایا بنده خوبی برات نبودم…(گویا یکی از نیرو‌هایش اجازه عقب نشینی می‌خواهد، فریاد می‌زند) : نه نه! عقب نشینی تو کار نیست، سنگر رو حفظ کن! سنگر رو حفظ کن!..»

 

شهید مهدی صابری یکی از شهدای افغانستانی مدافع حرم است که فرماندهی گروهان حضرت علی اکبر(ع) را برعهده داشت و پس از شهادت در قطعه شهدای مدافعان حرم بهشت معصومه (س) شهر قم به خاک سپرده شد.

 

مدافعان از نگاه نامحرمان

 

این روایت‌ها تنها بریده‌ای کوتاه از دریایی روایت به یادگار مانده از مدافعان گمنام حرم است.

 

روایت‌هایی که هیچ یک در فرآیند رسمی و سیستم تبلیغاتی و رسانه‌ای داخل و خارج از کشور انعکاس درخور نداشته و به صورت پراکنده از سوی دوستان و همراهان نزدیک این شهیدان در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شده است.

 

در این فضا اما نامحرمان بیکار ننشسته و روایت و برداشت خود از جریان مدفعان حرم را تبلیغ و ترویج داده‌اند که متإسفانه باید پذیرفت بخشی از قضاوت‌های داخلی نسبت به این جریان هم متأثر از همین سمپاشی نامحرمان است!

 

نامحرمان نگاهی آمیخته با تحریف به «مدافعان حرم» دارند

 

بی‌بی‌سی پرچم دار این نامحرمان است که صراحتا در گزارشی درباره شهدای حرم نوشت: «منابع خارجی گزارش کرده‌اند که ایران در ازای پرداخت مبلغی ماهانه و اجازه اقامت، نفراتی از مهاجران افغان را برای جنگ به سوریه می‌فرستد.»

 

هرچند خود نیز ناگزیر در انتهای گزارش اینگونه جمع‌بندی می‌کند؛ «وزارت خارجه افغانستان اخیرا شرکت شهروندان افغان مقیم ایران در جنگ سوریه را مربوط به اعتقادات شخصی آنها دانسته و هرگونه اجبار احتمالی از سوی ایران در این زمینه را رد کرده است.»

 

در کنار این نگاه عجیب و بیمار اما برخی رسانه‌های بیگانه سعی در دولتی نشان دادن این جریان دارند و اصرار دارند آن را شاهد مثالی از دخالت نظامی ایران در کشورهای منطقه قلمداد کنند.

 

دویچه‌وله یکی از همین رسانه‌ها است

 

این رسانه در گزارشی مشروح و با استناد به اخبار منتشر شده پیرامون شهدای حرم در رسانه‌های داخلی نوشت: «بر خلاف ادعای مقامات ایرانی مبنی بر عدم دخالت نظامی جمهوری اسلامی در سوریه، تا کنون ده‌ها ویدیو، عکس و گزارش از حضور جنگجویان ایرانی در کنار واحدهای نظامی رژیم اسد انتشار یافته است.

 

برخی از این ایرانیان در سوریه حتی کشته شده یا به اسارت درآمده‌اند.»

 

در کنار این دو رویکرد اما سکوت رسانه‌ای نسبت به شهدای حرم در داخل نیز بهانه کافی را به برخی تحلیل‌ها مغرضانه داده‌است.

 

رادیو فردا در این باره اینگونه تحلیل کرده است: «هنگامی که هدف از رفتن به جنگ مقبولیت عمومی داشته و چیزی پنهان نباشد از دست رفتن عزیزان برای خانواده‌ها یا معلول شدن جنگاوران یا ضایعات روحی و عصبی ناشی از حضور در صحنهٔ نزاع در یک فرایند اجتماعی و جمعی هضم و جذب می‌شود و افراد در یک دورهٔ کوتاه به زندگی عادی بازمی گردند.

 

اما مخفی کردن اعزام و کشته شدگان و معلولان و بعد تلاش برای مخفی کردن کشته‌ها خانواده‌ها و جنگاوران را از طی فرایند طبیعی و تا حدی تسلی بخش التیام محروم می‌کند. به همین دلیل ضایعات روحی و روانی اعزام نیرو به سوریه تا سال‌ها پنهان می‌ماند و تلاشی برای رفع آن‌ها نیز صورت نمی‌گیرد.»

 

نامحرمان و بیگانگان را که هرجی نیست اما بازخوانی روایت ‌آن‌ها در کنار آنچه در عالم واقع از این شهدا به یادگار مانده بهترین سنگ محک برای ارزیابی قضاوت‌ها و داوری‌ها و در عین حال غربت شهدای حرم است. شهیدانی که عشق زلال‌شان هیچگاه به غبار سیاست آلوده نخواهد شد.

 

روایت یک راوی؛ کاش فراموش نکنیم!

 

سامان‌دهی روایت‌های به یادگار مانده هم امروز در دستور کار برخی فعالان فرهنگی است که از آن میان و در میدان نشر قرار است در آینده‌ای نزدیک مجموعه‌ای از آثار مرتبط با زندگی شهدای مدافع حرم از سوی نشر «دارخوین» روانه بازار کتاب شود.

 

جانمراد احمدی مدیر نشر «دارخوین» است که درباره این طرح به خبرنگار مهر می‌گوید: از آنجا که نشر دارخوین در اصفهان است طبیعتاً برای این طرح اولویت ما شهدای حرم استان اصفهان است.

 

هرچند امروز از بسیاری از استان‌های کشور شاهد حضور مدافعان حرم در میدان هستیم.

 

احمدی افزود: در حال حاضر انتشار کتاب خاطرات ۱۲ شهید حرم را آغاز کرده‌ایم که دو سه شهید افغانستانی هم در میان آن‌ها هستند.

 

یکی از این آثار به مرحله انتشار رسیده‌است و امیدواریم تا سه الی چهار ماه آینده این سری کتاب به طور کامل روانه بازار شود.

 

این فعال حوزه نشر درباره انگیزه طراحی و اجرای این پروژه گفت: ما تجربه دوران دفاع مقدس و شهیدان نام آور آن دوران را داشتیم که بعد از گذشت چند سال بسیاری از خاطرات و ناگفته‌های‌شان مشمول مرور زمان شد و دیگر امکان گردآوری و ثبت آن را نداشتیم.

 

به همین خاطر در این حوزه تصمیم گرفتیم به روز اقدام کنیم تا خاطرات و ناگفته‌های مرتبط با شهیدان حرم گردآوری و ثبت شود تا دستخوش فراموشی و غفلت قرار نگیرند.

 

احمدی می‌گوید: در این چند ماهی که در ارتباط با خانواده و اطرافیان این شهدا بوده‌ایم تجربه‌های جالب و قابل توجهی داشتیم که به راحتی قابل بیان نیست. وجه مشترک این شهدا این است که گویی هر یک روحیات و احوالات خاص خود را داشته‌اند و طی یک فرآیند دست به این انتخاب زده‌اند.

 

حرم حضرت زینب

 

وی تأکید دارد: اصلاً تصور نکنید که این شهدا یک شبه به این جمع‌بندی رسیده‌اند که باید به میدان بروند و شهید شوند.

 

غالباً از مدت‌ها قبل آرام‌آرام خود را برای این انتخاب آماده کرده‌اند و به گونه‌ای انگار با الهامی مواجه شده‌اند.

 

انگار این شهدا در فرآیندی مشخص برای پیوستن به مدافعان حرم برنامه‌ای شخصی برای خود تدوین کرده و آرام‌آرام به این جریان پیوسته‌اند.

 

این ناشر درباره کیفیت مواجهه خانواده و اطرافیان با این تصمیم از سوی مدافعان حرم هم گفت: اتقاقا این سوال مشترکی است که از بسیاری از خانواده‌های شهدای حرم پرسیده‌ایم مبنی‌بر اینکه آیا وقتی شهید قصد عزیمت به میدان داشت و برای این مسیر تصمیم خود را گرفت شما راضی بودید و از او حمایت کردید یا خیر؟ و پاسخ اکثر این خانواده‌ها اعم از پدران، مادران و همسران این بود که شهید از ماه‌ها قبل برای آن‌ها زمینه‌سازی کرده و آرام‌آرام سعی داشته تا آن‌ها را برای اتخاذ تصمیم نهایی مجاب کند.

 

وی افزود: این شهدا با این استدلال که حرم اهل بیت‌(س) در خطر است و نمی‌توان بی‌تفاوت بود خانواده و اطرافیان خود را مجاب می‌کردند که باید به میدان بروند و جالب اینکه برخی از این خانواده‌ها با شروطی همچون «قول شفاعت» سرانجام رضایت داده‌اند.

 

مدیر انتشار دارخوین تأکید می‌کند:‌ البته فراموش نکنیم که بسیاری از این عزیزان برخاسته از خانواده‌هایی هستند که سابقه حضور اعضا در دفاع مقدس را داشته و با این مقوله غریبه نیستند.

 

یعنی پدر یا مادر خانواده پیشتر حضور در میدان‌های مشابه را تجربه کرده و حالا طبیعتآً مسیر برای فرزندان هم هموار است.

 

وی در پایان با تأکید براینکه «آرزوی ما این است که در ادامه همین مسیر بتوانیم خاطرات و زندگینامه شهدای حرم در سراسر کشور و حتی کشورهای همسایه را هم ثبت و ضبط کنیم تا آرمان‌ها دغدغه‌های این عزیزان دستخوش فراموشی قرار نگیرد» گفت: شما همین خاطراتی که در قالب کتاب منتشر خواهد شد را که بخوانید خواهید دید که احوالات بسیار خاصی این شهیدان با خانواده‌های‌شان داشتند و حتی بعد از شهادت آن‌ها هم مشاهدات و تجربیات نابی در این خانواده‌ها ثبت شده‌است که به راحتی نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

 

موخره؛ آنجا که میان عشق وعقل فاصله نیست!

 

گفتنی‌ها درباره «مدافعان حرم» و «شهدای حرم» بسیار است، اما حرف اصلی همان است که سال‌ها قبل سیدشهیدان اهل قلم روایت کرد. روایت ثروتی عظیم از عشقی بی‌پایان به خاندان عترت که تنها دارایی غیرقابل تحریم و بلوکه ملت ایران و شیعیان سراسر جهان است.

 

شهید آوینی

 

آغاز گزارش اشاره‌ای به «فتح خون» آوینی داشتیم و باور کنید بهترین حسن ختام برای آنچه در این گزارش به دنبال مرور و بازخوانی آن بودیم همان روایت راوی فتح است از روز واقعه؛

 

«صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد. خدایا، چگونه ممكن است كه تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی كه در شب هشتم ذی‌الحجه سال شصتم هجری مخاطب امام بوده اند، و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی؟ آنان را می‌گویم كه عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ كره ارض است.

 

هیهات ما ذلك الظن بك ـ ما را از فضل تو گمان دیگری است.

 

پس چه جای تردید؟ راهی كه آن قافله عشق پای در آن نهاد راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر می خیزد.

 

واگر نه، این راحلان قافله عشق، بعد از هزار و سیصد چهل و چند سال به كدام دعوت است كه لبیك گفته‌اند؟

 

عقل می‌گوید بمان و عشق می‌گوید برو؛ و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگرچه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نَبُرد، عشق را در راهی كه می‌رود، تصدیق خواهد كرد؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست

منبع:وبسايت مقاومت و مدافعان حرم

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 145
  • 146
  • 147
  • ...
  • 148
  • ...
  • 149
  • 150
  • 151
  • ...
  • 152
  • ...
  • 153
  • 154
  • 155
  • ...
  • 187
 تماس
بسم الله الرحمن الرحیم سلام...به وبلاگ مذهبی فرهنگی خیلی خوش اومدین! امیدوارم مطالب وبم براتون جالب باشه و بتونم برای پیشرفت کشورمون و ظهور امام زمانمون یه قدمی بردارم.. منتظر نظراتتون برای هر چه بهتر شدن این وبلاگ هستم... "یا علی"  ترسم که شعر مزار من این شود او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت... اللهم عجل لولیک الفرج آنطور که هستي‌ باش ،.... صداقت مؤثرترين تيري است که به قلب هدف مي‌‌نشيند ،.... هدفت را با نقشه‌هاي جوراجور آلوده مکن‌ ،... خودت باش ،.... افتاده باش ،... نه‌ ذليل ،... شوخ باش ،... نه‌ مسخره ،.... آزاده باش ،،... نه‌ ياغي ،... مطمئن باش ،... نه‌ ساده ،.... از خود ،... راضي باش ،.... نه‌ از خود راضي ،... صبور باش ،... نه‌ در کمين ،.... آنوقت خواهي ديد که کليد را در دست خود خواهي داشت!!  ان شاء الله

موضوعات

  • همه
  • آینه خدا
  • ائمه معصومین
  • احکام
  • اخبار حوزه علمیه معصومیه
  • اخبار فضای مجازی
  • اربعین
  • امام زمان
  • بانوان در حماسه کربلا
  • تدبر در آیات و سوره های قرآن کریم
  • تربیت فرزندان
  • حجاب
  • حیوانات در قرآن
  • داستان ها ومطالب خواندنی
  • دانستنی های جالب
  • دانستنی های قرآنی
  • دل نوشته
  • دهه فجر
  • دومین همایش فعالان فضای مجازی
  • دیدنی های ایران
  • روز نوشته های من
  • سبک زندگی
  • سخن بزرگان
  • شهدا و دفاع مقدس
  • طب سنتی و بسته سلامت
  • طنز
  • عکاسی من
  • عکس نوشته های زیبا
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • محرم
  • مدافعان حرم
  • مقام معظم رهبری
  • مناجات
  • مناسبت ها
  • وصیت نامه شهدا
  • پاسخ به برخی از شبهات دینی و مذهبی
  • کالای ایرانی
  • کلاس اخلاق عمومی

رتبه

    کاربران آنلاین

    • مهنــــا
    • صفيه گرجي
    • زفاک
    • یا مهدی
    سوره قرآن
    مهدویت امام زمان (عج)
    مهدویت امام زمان (عج)
    ذکر روزهای هفته

    تقویم

    اوقات شرعی

    آمارگیر وبلاگ

    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان