بسم الله الرحمن الرحيم

رنگ خدا

چی شد طلبه شدم3

ارسال شده در 16 اسفند 1395 توسط عاطفه اسلامي در روز نوشته های من

#چی_شد_طلبه_شدم3
با هم که با فاطمه رفتیم مصاحبه من که از دوم راهنمایی چادر بودم ولی یه کم اطافیان من رو ترسنده بوده شاید باورتون نشه ولی من چادر مادم که معمولی و بزرگتر از من بود و جوارب سیاه مامانم رو پوشیده بودم و چنان استرس داشتم که نگو کل احکام رو هم حفظ کرده بودم
ولی بعدا فهمیدم که اصلا هم اون طور که فکر می کردم نبود
و الان هم خوش حالم که یه طلبه هستم ولی الان اطرافیان خیلی به آدم سخت می گیرن
که چرا رفتی طلبگی ولی من عاشق طلبگی هستم
خیلی دوست دارم

148880569713706870_1784388441805602_644216601_n.jpg

نظر دهید »

عقربی که گریه می کرد

ارسال شده در 16 اسفند 1395 توسط عاطفه اسلامي در داستان ها ومطالب خواندنی

روزی گنجشکی عقربی را دید که در حال گریستن است ، 

گنجشک از او پرسید برای چه گریه میکنی؟

 گفت میخواهم آن سمت رودخانه بروم نمیتوانم…

 گنجشک او را روی دوش خود گذاشت

و پرید…

 وقتی به مقصد رسید گنجشک دید پشتش میسوزد..

 به عقرب گفت من که کمکت کردم برای چه نیشم زدی.؟

 گفت خودم هم ناراحتم

 ولی چکار کنم ذاتم اینه…!!

 

 

نظر دهید »

نیت نماز شکسته

ارسال شده در 16 اسفند 1395 توسط عاطفه اسلامي در احکام

سوال

برا نيت نماز شکسته بايد بگيم نمازشکسته ميخونيم؟؟ يا براي اينکه نماز جماعت بخونيم بگيم اقتدا ميکنيم به پيش نماز حاضر؟؟ يا گفتن قربه الي الله.

ــــــــــــــــــــــــ

✍پاسخ

اگر مسافری خواست نمازش را به صورت شکسته بخواند این نکته را باید بداند که نیت کردن با لفظ نیست و اینکه بگوید: «دو رکعت نماز شکسته می‌خوانم» لازم نیست، بلکه همین‌قدر که در سفر است و تصمیم دارد موقع نماز ظهر و عصر و عشا، نماز را برای رضای خداوند دو رکعت بخواند، کافی است.

در سایر موارد هم نیازی به جاری کردن بر زبان نیست و همان قصد انجام آن عمل، خود نیت میباشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

احکام_نیت

? مرکز ملی پاسخگویی به سئوالات دینی

نظر دهید »

گرگ

ارسال شده در 16 اسفند 1395 توسط عاطفه اسلامي در داستان ها ومطالب خواندنی

پیرمردی که‌ شغلش ‌دامداری‌ بود‌، نقل‌ میکرد:

گرگی در اتاقکی در آغل گوسفندان ما زاییده بود و سه چهار توله داشت و اوائل کار به طور مخفیانه مرتب به آنجا رفت و آمد می کرد و به بچه هایش میرسید ، چون ‌آسیبی ‌به‌ گوسفندان‌ نمیرساند‌ وبخاطر ترحم‌ به‌ این ‌حیوان‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و‌ بچه‌هایش‌، او را بیرون ‌نکردیم‌، ولی ‌کاملا ا‌و را زیر نظر‌ داشتم‌.

این‌ ماده‌ گرگ ‌به ‌شکار میرفت‌ و هر بار مرغی‌، خرگوشی ‌، بره‌ای شکار میکرد و برای ‌مصرف ‌خود و بچه‌هایش ‌می آورد‌.

اما با اینکه ‌رفت ‌آمد ‌او از آغل‌ گوسفندان ‌بود، هرگز متعرض‌ گوسفندان ‌ما نمیشد‌. 

ما دقیقا آمار گوسفندان ‌و‌بره های‌ آنها ‌را داشتیم‌ وکاملا” مواظب‌ بودیم‌، بچه‌ها تقریبا‌ بزرگ ‌شده‌‌‌‌ بودند.

یک‌بار و در غیاب ‌ماده ‌گرگ ‌که ‌برای ‌شکار رفته‌ بود، بچه‌های ‌او‌‌ یکی ‌از ‌بره‌ها را کشتند!

ما صبرکردیم، ببینیم ‌چه ‌اتفاقی‌ خواهد افتاد‌؛ وقتی ‌ماده ‌گرگ ‌برگشت ‌و این ‌منظره ‌را دید، به ‌بچه‌هایش ‌حمله‌ور شد؛ آنها ‌را گاز می گرفت و میزد ‌و بچه‌ها ‌سر و صدا و جیغ ‌میکشیدند ‌و پس ‌از آن ‌نیز ‌همان‌ روز ‌آنها را برداشت‌‌ و از ‌آغل ‌ما رفت‌.

روز بعد، با کمال ‌تعجب ‌دیدیم، گرگ، یک ‌بره‌ ای شکار کرده و آن‌ را نکشته ‌و زنده ‌آن‌ را از دیوار‌ آغل ‌گوسفندان ‌انداخت ‌رفت‌.»

این ‌یک ‌گرگ ‌است‌ و با سه‌ خصلت‌: 

درندگی

وحشی‌بودن‌

و حیوانیت

‌شناخته‌میشود‌

اما میفهمد، هرگاه ‌داخل ‌زندگی ‌کسی‌ شد و کسی ‌به ‌او ‌پناه‌ داد و احسان‌کرد به‌ او خیانت ‌نکند ‌و اگر‌ ضرری‌ به ‌او زد ‌جبران نماید

هر ذاتی رو میشه درست کرد،جز ذات خراب….!!

“به نقل از دکتر الهی قمشه ای”

 

 

 

نظر دهید »

گفتن دعای وعجل فرجهم درنماز بعد از صلوات

ارسال شده در 16 اسفند 1395 توسط عاطفه اسلامي در احکام

سوال

من در نمازهایم «وعجل فرجهم» را بعد از صلوات تشهد می گوییم؟ می خوام ببینم که اشکال داره یا نه؟ و می دونم که این جزو نماز نیست و فقط برای ثواب و دعا و عادت می گوییم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

✍پاسخ

با توجه به اينکه صلوات در تشهد نماز، جزء ذکرهای واجب نماز است، نبايد چيزی برآن اضافه شود. گفتن « و عجل فرجهم » در تشهد نماز به قصد ورود جايز نيست اما به قصد ذکر اشکال ندارد.  ولی مستحب است بعد از صلوات بگوید “و تقبّل شفاعته و ارفع درجته.”

احکام_نماز

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سئوالات دینی

 

 

نظر دهید »

شخصی از خدا پرسید

ارسال شده در 7 اسفند 1395 توسط عاطفه اسلامي در داستان ها ومطالب خواندنی

ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺍﺳﺖ:

ﯾﮏ ﮔﻞ ﻭ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ..!

ﺍﻣﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ،

ﯾﮏ ﮐﺎﮐﺘﻮﺱ ﻭ ﯾﮏ ﮐﺮﻡ ﺑﻮﺩ!

ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺷﺪ…

ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪ ﺷﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ

ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ 

ﺗﻮﺟﻬﯽ نمی کند…

تا ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ …

ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺎﮐﺘﻮﺱ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﺭ

ﮔﻠﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﯾﯿﺪﻩ ﺷﺪ ﻭ

ﺁﻥ ﮐﺮﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﯼ زیبا شده بود…

” ﺍﮔﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﺪ

ﻭ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩﯾﺪ،

ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﯿد …

ﺧﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮔﻠ‌ﻬ‌‌‌‌ﺎﯼ ﻓﺮﺩﺍﯾﻨﺪ…

 

 

2 نظر »

راز پشمک حاج عبدالله

ارسال شده در 4 اسفند 1395 توسط عاطفه اسلامي در داستان ها ومطالب خواندنی

راز پشمک حاج عبدالله 

حتما نام برند پشمک حاج عبدالله به گوشتون خورده؛

بعدش حتما یه خورده تعجب کردین و یا حتی خندیدین،

اما راز نام گذاری این برند چیست؟؟؟

حکایت این داستان برمیگرده به  دهه 1330 زمانی که بچه های دبستان اکبریه تبریز توی زنگ تفریح از بوفه ی مدرسه و  از فراش مهربون مدرسه پشمک میخریدن.

عبدالله علیزاده معروف به حاج عبدالله مستخدم دبستان اکبریه تبریز بود که اصالتا از روستاهای نزدیک ارس که پس از قحطی و فراگیر شدن بیماری واگیردار  وبا ناشی از حمله متفقین، تمام اعضای خانوادش رو از دست داده بود و سپس به تبریز مهاجرت کرده و در این دبستان به عنوان مستخدم کار میکرد.

اما حاج عبدالله قصه ی ما به بچه های مدرسه علاقه وافری داشت

چون خودش علاوه بر همسرش داغ سه کودک در همین سنین رو دیده بود .

بچه ها توی زنگ تفریح از بوفه مدرسه پشمک میخریدن و هر کس پول نداشت از حاج عبدالله پشمک قرضی میگرفت.

اما حاج عبدالله با اینکه به همه جنس قرضی میداد اما هیچ دفتر ثبت بدهی نداشت،

رفته رفته بچه ها از مهربونی حاج عبدالله سوء استفاده کردند و اصلا پول نمیدادند، 

و برخلاف تصور حاج عبدالله ،

 علی رغم درآمد ناچیز فرراشی به هیچ کس نه نمیگفت .

تا اینکه مدیر مدرسه با دیدن تمام بچه های پشمک به دست در ایام زنگ تفریح با پیگیری ماجرا از این قضیه باخبر شد و سر همه کلاسها حاضر شد و با صحبتهای دلسوزانه اش همه رو توجیه کرد

با این وجود هنوز اندکی از بچه ها شیطنت میکردند و پشمک مفتکی از حاج عبدالله میگرفتند.

این منوال تا اوایل دهه چهل ادامه داشت تا اینکه در اواخر خردادماه 1341 حاج عبدالله به دلیل بیماری و کهولت سن درگذشت.

حاج عبدالله با اینکه توی تبریز غریب بود اما یکی از باشکوهترین تشییع جنازه ها رو داشت

انبوهی از جمعیت که اکثرا هم جوان بودند و گریه میکردند حاج عبدالله ،بابای مهربون مدرسه رو تا قبرستان قدیم تبریز بدرقه کردند.

اما جالبتر اینکه هر پنج شنبه بر سر قبر حاج عبدالله و برای شادی روحش پشمک پخش میکردند و این منوال چندین سال و تا اوایل دهه پنجاه ادامه داشت. 

بله بچه های دبستان اکبریه داشتند قرضشان را به حاج عبدالله ادا میکردند،

احسان البرزی و علی مردان طاهری موسسان پشمک حاج عبدالله دو تن از همان کودکان شیطونی هستند که هرگز بابت خوردن پشمک پول به حاج عبدالله نداده بودند.

و الان به یاد مهربونی و بخشش بی منت و همراه با لبخند حاج عبدالله فراش ، مستخدم دبستان اکبریه

نام برند تجاری پشمک شرکت خودشون رو،  حاج عبدالله گذاشتند.

شادی روح این پیرمرد مهربون و همه مهربانان دنیا صلوات

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست/

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود/

صحنه پیوسته به جاست/

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد/

 

 

نظر دهید »

من برای خودم زندگی می کنم

ارسال شده در 4 اسفند 1395 توسط عاطفه اسلامي در داستان ها ومطالب خواندنی

من زندگی خودم را میکنم و

برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم . 

چاقم, 

لاغرم, 

قد بلندم,

 کوتاه قدم, 

سفیدم , 

سبزه ام همه به خودم مربوط است .

 

مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن

روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است

زندگی کن به شيوه خودت

با قوانين خودت

با باورها و ايمان قلبی خودت

مردم دلشان می خواهد

موضوعی برای گفتگو داشته باشند

برايشان فرقی نمی کند چگونه هستی…

هر جور که باشی، 

حرفی برای گفتن دارند.

شاد باش و 

از زندگی لذت ببر

چه انتظاری از مردم داری ؟؟؟

آنها حتی پشت سر خدا هم

حرف می زنند!!!!

 

 

نظر دهید »

امام روح الله

ارسال شده در 19 بهمن 1395 توسط عاطفه اسلامي در دهه فجر

#جشنواره_پیروزی_انقلاب
#تصویر_فرمانده_مـــــا
#امــام_خمینی(ره)
به تبعیت از #امــام‌روح‌الله تمام عالم علیه کفر خــواه‍‌یم جـنگید.

اسلام حق به همه ما دارد

ارسال شده در 19 بهمن 1395 توسط عاطفه اسلامي در دهه فجر

#جشنواره_پیروزی_انقلاب

1486469786k_pic_de4d1296-5979-4646-9859-e6beb8d450b2.jpg

1 نظر »
  • 1
  • ...
  • 78
  • 79
  • 80
  • ...
  • 81
  • ...
  • 82
  • 83
  • 84
  • ...
  • 85
  • ...
  • 86
  • 87
  • 88
  • ...
  • 187
 تماس
بسم الله الرحمن الرحیم سلام...به وبلاگ مذهبی فرهنگی خیلی خوش اومدین! امیدوارم مطالب وبم براتون جالب باشه و بتونم برای پیشرفت کشورمون و ظهور امام زمانمون یه قدمی بردارم.. منتظر نظراتتون برای هر چه بهتر شدن این وبلاگ هستم... "یا علی"  ترسم که شعر مزار من این شود او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت... اللهم عجل لولیک الفرج آنطور که هستي‌ باش ،.... صداقت مؤثرترين تيري است که به قلب هدف مي‌‌نشيند ،.... هدفت را با نقشه‌هاي جوراجور آلوده مکن‌ ،... خودت باش ،.... افتاده باش ،... نه‌ ذليل ،... شوخ باش ،... نه‌ مسخره ،.... آزاده باش ،،... نه‌ ياغي ،... مطمئن باش ،... نه‌ ساده ،.... از خود ،... راضي باش ،.... نه‌ از خود راضي ،... صبور باش ،... نه‌ در کمين ،.... آنوقت خواهي ديد که کليد را در دست خود خواهي داشت!!  ان شاء الله

موضوعات

  • همه
  • آینه خدا
  • ائمه معصومین
  • احکام
  • اخبار حوزه علمیه معصومیه
  • اخبار فضای مجازی
  • اربعین
  • امام زمان
  • بانوان در حماسه کربلا
  • تدبر در آیات و سوره های قرآن کریم
  • تربیت فرزندان
  • حجاب
  • حیوانات در قرآن
  • داستان ها ومطالب خواندنی
  • دانستنی های جالب
  • دانستنی های قرآنی
  • دل نوشته
  • دهه فجر
  • دومین همایش فعالان فضای مجازی
  • دیدنی های ایران
  • روز نوشته های من
  • سبک زندگی
  • سخن بزرگان
  • شهدا و دفاع مقدس
  • طب سنتی و بسته سلامت
  • طنز
  • عکاسی من
  • عکس نوشته های زیبا
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • محرم
  • مدافعان حرم
  • مقام معظم رهبری
  • مناجات
  • مناسبت ها
  • وصیت نامه شهدا
  • پاسخ به برخی از شبهات دینی و مذهبی
  • کالای ایرانی
  • کلاس اخلاق عمومی

رتبه

    کاربران آنلاین

    • مهنــــا
    • صفيه گرجي
    • سكينه جماليزاده
    • خلوت نشینِ گوشه‌ی گوهرشاد
    • الباب
    سوره قرآن
    مهدویت امام زمان (عج)
    مهدویت امام زمان (عج)
    ذکر روزهای هفته

    تقویم

    اوقات شرعی

    آمارگیر وبلاگ

    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان