خدایا خودت کمکش کن

فلسفه پدیدارى فرقههاى مختلف: تمامى ادیان در درون خود فرقهها و شاخهها و گرایشهاى گوناگون و بعضا متفاوتى دارند، طرح تفصیلى این موضوع در دو دین بزرگ یهودى و مسیحى در اینجا امکان نداشته و تنها به ذکر علل پدیدارى فرقههاى مختلف در اسلام اشاره مى شود؛ امّا قبل از آن تذکر دو نکته ضرورى است اوّلاً این علل گاهى در پیدایش یک جریان با یکدیگر تداخل مىکنند و برخى اوقات هر علتى موجب پدید آمدن گروه خاصى گشته و در مواقعى علتى در مؤسس آن جریان نقش چشمگیر داشته و علت دیگرى در پیرو و پذیرنده آن مؤثر بوده است.
ثانیا، دو مسأله شاخص و ریشهاى منشأ بسترسازى براى پدید آمدن فرق گوناگون در اسلام گشته است. یکى در نخستین زمان رحلت رسول اکرم(ص) و مربوط به مسأله خلافت و امامت است و دیگرى مرتبط با ماجراى حکمیّت در جریان جنگ صفین، (نگا: فى علم الکلام، احمد محمود صبحى، بیروت دار النهضة، چاپ اوّل، 1405 ق، ج 1، صص 32 ـ 34.
اما علل:
1. ضعف فکرى و فرهنگى: اصولاً محدودیت قواى ادراکى انسان و عدم توانایى او براى حلّ قطعى همه مسائل اعتقادى، از جمله مهمترین علل اختلاف انسانهاست، در مواردى که مسأله به روشنى قابل حلّ نیست هر کس به حدس و گمان مىرسد که ممکن است با حدس و گمان دیگران متفاوت باشد. در این صورت است که اختلاف نظرها آشکار مى شود. حضرت رسول(ص) در مدت کوتاه رسالتش فرصت بیان همه مطالب را براى مردم نیافت؛ از این رو، لازم بود از سوى رسول خدا(ص) جانشینى همچون او که معصوم باشد کار را به عنوان امامت مسلمین و تبیین معارف قرآن و سنت نبوى ادامه دهند ولى چنین نشد. یکى از علل پیدایش غلات را در همین امر مىتوان جست، (نگا: بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، بیروت مؤسسة الوفاء، چاپ دوّم، 1983 م، ج 25، ص 288، روایت 44).
2. تعصبات قبیلهاى: پس از وفات پیامبر(ص)، مردم به جاى این که در مراسم خاکسپارى شرکت کنند، هر گروهى مدعى شد که حق خلافت از آن اوست. بنابر شواهد تاریخى هیچ یک از انصار و مهاجران در تعیین جانشین پیامبر(ص) از قرآن و سنت رسول خدا(ص) یا از مصلحت امت سخن نگفت، بلکه سخن در این بود که جانشینى پیامبر حق گروه انصار است یا مهاجر و چون در میان انصار دو قبیله اوس و خزرج بود این دو نیز به رقابت برخاستند و به دلیل همین مخالفت مهاجران غالب شدند، (نگا: جانشینى حضرت محمد(ص)، ویلفردمادولونگ، ترجمه احمد نمایى، جواد قاسمى و… مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، چاپ اوّل، 1377 ش، صص 47 ـ 65 و قیام حسین(ع)، دکتر سید جعفر شهیدى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، بهمن 1359، صص 26 ـ 36).
3. مادى: از منابع تاریخى و روایى معلوم مى شود گروهى بوده و هستند که مثلاً با جعل مطالب و اخبار غلوآمیز و انتشار آن، توجه عدهاى را به خود جلب کرده و از مواهب و فضل و بخششهاى مادى آنان بهرهمند شوند؛ مانند مغیرة بن سعید که در تمام عمر خود در تلاش بود تا مرام جدیدى احداث کرده و گروهى متشکل پدید آورد تا به اهداف مادى و دنیایى خود برسد، (نگا: ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغة، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم بیروت، دار احیاء الکتب العربیة، چاپ دوّم، 1385 ق، ج 8، ص 21 و شهرستانى ابوالفتح، الملل و النحل، بیروت، دار المعرفة للطباعة و النشر، چاپ دوّم، بى تا، ص 83). یا برخى براى آن که مىخواستند در محیط اسلامى راهى براى مباح کردن گناهان و ترک واجبات و فراهم ساختن بساط عیش و عشرت توأم با توجیه شرعى پیدا کنند تا تودههاى ناآگاه مسلمان به آن ایمان آورده آنگاه به کمک همین تودههاى ناآگاه تشکیلاتى به وجود آورده و به اهداف خود که همان بسط اباحهگرى بوده دست یابند. برخى از مورخان ملل و نحل یکى از علل پیدایش فرقه غلات را همین امر دانستهاند، (نگا: الاشعرى، سعد بن عبدالله ابن خلف، المقالات و الفرق، تصحیح محمدجواد مشکور، تهران، مرکز انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ دوّم، 1360 ش، صص 51 ـ 52).
4. سیاسى: سیاستبازانى که بیشتر به اهداف غلط خود مىاندیشند براى نیل به مقصود خود از حربههاى گوناگونى استفاده مىکنند و یکى از این حربههاى قوى و کارآمد ایجاد فرق و نحلههاى گوناگون مذهبى است. اینان با به وجود آوردن چنین فرقههایى یک سلسله مسائل و آموزههاى دور از ذهن و عقل را وارد جریان مخالف خود مىکردند تا به آن آسیب وارد کرده و آن را در مقابل چشم دیگران نامیمون جلوه دهند. مانند برخى از اخبار در مورد ائمه(ع) که به دور از حقیقت و واقعیت است، (نگا: الذهبى، ابى عبدالله محمد بن احمد بن عثمان، میزان الاعتدال فى نقد الرجال، تحقیق على محمد البجاوى، دار احیاء الکتب العربیة، چاپ اوّل، 1382 ق، ج 2، ص 45). یا پدیدارى فرقه کیسانیه که پیروان مختار بن ابى عبیده ثقفى تلقى شدهاند براى تضعیف دیدگاه و حرکت مختار از سوى مخالفانش پدیدار شد، (نگا: صفرى فروشانى، نعمتالله، غالیان، مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، چاپ اوّل، 1378 ش، صص 83 ـ 89).
5. گسترش حوزه جغرافیایى اسلام با فتوحات مسلمانان، به تدریج پیروان ادیان و عقاید دیگر وارد حوزه حکومت اسلامى شدند. گروهى از این افراد که مسلمان شده بودند به طرح مسائل و مشکلات خود براى مسلمانها پرداختند و آنها که بر دین خود باقى مانده بودند در این مسائل با مسلمانان مجادله مىکردند این مسأله در اواخر حکومت بنىامیه و اوائل حکومت عباسیان به دلیل ترجمه فلسفه یونان شدت بیشترى گرفت و باعث پدیدارى برخى از فرقهها شد. بر اساس گزارش دکتر حسین عطوان، قدریه دیدگاههاى خود را از تأثیرپذیرى یهودیان و مسیحیان مسلمان شده شامى صورت مى دادند، (نگا: فرقههاى اسلامى در سرزمین شام در عصر اموى، دکتر حسین عطوان، ترجمه حمیدرضا شیخى، مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، چاپ اوّل، 1371 ش، صص 31 ـ 33 و نیز نگا: تاریخ الجدل، محمد ابو زهرة، قاهره، دار الفکر العربى، صص 76 ـ 81 و نیز المیزان، علامه سید محمدحسین طباطبایى(ره)، موسسة الاعلمى للمطبوعات، ج 5، ص 276).
6. منع حدیث، یکى دیگر از عوامل پدیدارى فرقههاى گوناگون اسلام شد، زیرا با جلوگیرى از ضبط و تدوین حدیث که در واقع ترجمان اصلى و مفسر حقیقى وحى به شمار مىرفت، اسرائیلیاتى وارد آموزههاى دینى شد و موجب پدیدارى هرج و مرج در اعتقادات اعمال، اخلاق و آداب و حتى جوهره و کنه دین وارد کرد و این خود موجب پیدایش بدعتهاى یهودى و مسیحى در آموزههاى اسلام گردید، (نگا: معالم المدرستین، علامه سید مرتضى عسگرى، قم، کلیه اصول الدین و المجمع العلمى الاسلامى، چاپ ششم، 1416 ق (1996 م)، ج2، ص 57) این موضوع را به خوبى مىتوان در تفاسیر قرآن رهیابى کرد، (در این باب نگا: پژوهشى در باب اسرائلیات در تفاسیر قرآن، دکتر محمدتقى دیارى، تهران، دفتر پژوهش و نشر سهروردى، چاپ اوّل، 1379 ش، مجموع کتاب).
این موارد بخشى از علل پیدایش فرقهها در اسلام بود.
براى توضیح بیشتر خوب است دانسته شود حدیث افتراق امت به گروههاى مختلف در متون معتبر شیعه واهل سنت نقل شده است. از منابع اهل سنت در «سنن ابى داود» (حدیث شماره 3981) آمده است: «… ان رسول اللّه(ص) قام فینا فقال الا ان من قبلکم من اهل الکتاب افترقوا اثنتین و سبعین ملة و ان هذه الملة ستفترق على ثلاث و سبعین. اثنتان و سبعون فى النار و واحدة فى الجنة…؛… پیامبر خدا(ص) برخاست و فرمود: همانا اهل کتاب پیش از شما به هفتاد و دو فرقه گراییدند و این امت به زودى هفتاد و سه فرقه خواهد شد. از میان آنان هفتاد و دو فرقه در آتشاند و یکى در بهشت».
در این جا باید توجه داشت که رستگارى تنها یک فرقه درمیان دیگر فرقهها، امر عجیب و غریبى نیست؛ زیرا راه حق و صراط مستقیم الهى که پیامبر اکرم(ص) بدان دعوت فرموده است یکى بیش نیست. پس اگر اختلاف و دگرگونى و چند دستگى پدید آید، ناشى از بدعت و وارد کردن تعالیم غیر دینى در دین است و گریز از بخشى از آموزههاى دینى است. اکنون این سؤال پدید مىآید که راه شناخت فرقه ناجیه چیست و آنان چه کسانىاند؟ عقل و منطق حکم مى کند که بهترین راه شناخت رستگاران، سخن و تعالیم خود پیامبر است که از افتراق امت و نجات و فلاح تنها یک گروه از میان همه گروهها خبر داده است.
با توجه به روایات رسیده از پیامبر(ص) متوجه مى شویم که راه رستگارى پیروى از قرآن و اهلبیت(ع) است؛ زیرا قرآن کتاب معصوم و خطاناپذیر الهى است. قطعا چنین کتابى مفسر و مجرى معصوم مىطلبد و آن همان عترت پیامبر(ص) است؛ زیرا پیامبر(ص) در حجةالوداع و در آخرین وصیت فرمودند: «… انى تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتى اهل بیتى ما ان تمسکتم بها لن تضلوا بعدى ابدا و انهما لن یفترقا حتى یردا على الحوض فانظروا کیف تخلفونى فیهما…؛ من دو چیز گرانبها در میان شما مىگذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیت خویش. تا زمانى که به آن دو چنگ زنید پس از من هرگز گمراه نخواهید شد. آن دو از یکدیگر جدایىپذیر نیستند تا آن که در حوض (کوثر) بر من وارد آیند.پس بنگرید که پس از من با آن دو چه مىکنید»، (بحارالانوار، ج 2، ص 100).
این حدیث به طور متواتر در متون شیعه و اهل سنت یافت مى شود. همچنین برحسب روایت دیگرى پیامبر(ص) فرمودند: «ستفترق امتى على ثلاثة و سبعین فرقه منها فرقة ناجیة والباقون هالکون. فالناجون الذین یتمسکون بولایتکم و یقتبسون من علمکم ولا یعلمون برأیهم فأولئک ما علیهم من سبیل فسالت عن الائمة فقال عدد نقباء بنى اسرائیل؛ به زودى امت من هفتاد و سه فرقه خواهند شد که تنها یکى از آنها رستگار و بقیه هلاک خواهند شد. نجات یابندگانشان کسانىاند که به ولایت شما (اهل بیت«ع») چنگ زنند واز کردار شما الگو گیرند و به رأى خویش [در مقابل شما ]عمل نکنند…»، (بحارالانوار، ج 36، ص 33، ح 168).
در روایت دیگرى نیز آمده است که پیامبر(ص) به حضرت على(ع) فرمودند: «یا على مثلک فى امتى مثل المسیح عیسى بن مریم افترق قومه ثلاث فرق فرقة مؤمنون و هم الحواریون و فرقه عادوه و هم الیهود و فرقة غلوا فیه فخرجوا عن الایمان و ان امتى ستفترق فیک ثلاث فرق فرقة شیعتک و هم المؤمنون و فرقة عدوک و هم الشاکون و فرقة تغلوا فیک و هم الجاحدون و انت فى الجنة یا على و شیعتک و محب شیعتک و عدوک والغالى فى النار؛ اى على! مثل تو در امت من همانند مثل عیسى بن مریم است که امتش سه فرقه شدند:
1- گروه مؤمنان که حواریون بودند،
2- گروه دشمنان یعنى یهود،
3- گروه غلو کنندگان که از دایره ایمان برون رفتند.
همانا امت من نیز در مورد تو سه گروه مىشوند:
1- شیعیان تو که آنان مؤمنانند،
2- دشمنان که همان تردید کنندگانند،
3- گروهى که در مورد تو غلو مىکنند و آنان حق ستیزند.
اى على! تو و شیعیان و دوستداران پیروانت در بهشتید ودشمنان و غلو کنندگان در تو اهل دوزخند»،(بحارالانوار، ج 25، ص 264، ح 4).
ازاینرو درباره این که کدام یک از فرقهها و مذاهب، به سنت پیامبر(ص) نزدیکتر هستند. به دلایل مختلف عقلى، روایى و تاریخى مىتوان شیعیان دوازدهامامى را معرفى کرد. زیرا نزدیکترین افراد به پیامبر(ص) که مطابق سنت او عمل مىکردند امام على(ع) و حضرت فاطمه(س) و فرزندان ایشان بودند و شیعیان به دنبال پیروى کامل از این بزرگان هستند و کسانى هم چون امام باقر(ع) و امام صادق(ع) که آگاهترین مردم به کلام خدا و سنت پیامبر(ص) در عصر بعد از صدر اسلام بودند. شیعیان بیشترین بهره را از احادیث آن دو بزرگوار دارند تا آنجا که به عنوان مذهب جعفرى شهرت یافتهاند.
اینگونه شواهد به طور اجمال نزدیکى شیعیان به سنت پیامبر(ص) را تأیید مى کند و حتى مىتوان گفت شیعیان «اهل سنت واقعى» هستند. ناگفته نماند، نباید سنت پیامبر(ص) به برخى اعمال ظاهرى خلاصه کرد. اگر چه در اعمال ظاهرى دیگر مذاهب نیز خلاف سنت بسیار مشاهده مى شود از آن جمله «تکتف در نماز» که از زمان خلیفه دوم آغاز شده است.
براى آگاهى بیشتر ر.ک:
1ـ رهبرى امام على(ع) در قرآن و سیره پیامبر (ترجمه المراجعات)، مترجم: سید محمد سیاهپوش
2ـ آنگاه هدایت شدم تیجانى سماوى
3ـ بررسى مسائل کلى امامت ابراهیم امینى
4ـ الغدیر علامه امینى
5 ـ عتبات الانوار میر حامد حسینى لکنهوى
6ـ شبهاى پیشاور سلطان الواعظین شیرازى
از نسل حیدری و دلاورتر از تو نیست
یعنی پس از علی علی اکبرتر از تو نیست
منطق قبول داشت که با خلق و خوی تو
شخصی میان خلق پیمبرتر از تو نیست
دانی که نو بهار جوانی چنان گذشت؟
زود آنچنان گذشت ، که تیر از کمان گذشت
نیمی به راه عشق و جوانی تمام شد
نیم دگر بغفلت و خواب گران شد

***ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان مبارک***
———————————————————————–
روح جوانان لطیف است و انعطاف پذیر
و آن قدر که در پیران حب نفس و حب دنیا است در جوانان نیست.
(امام خمینی-ره)
از جوانی به اندازه ای که باقی است، استفاده کن
که در پیری همه چیز از دست میرود
حتی توجه به آخرت و خدای تعالی
(امام خمینی-ره)
پاسخ :
شرک بودن توسل به اولیاء سخنی است که در قرن هفتم و هشتم از ابن تیمیه و بعد از پیروان او یعنی سلفیه یا وهابیه صادر شد و مبنای درستی ندارد. زیرا قرآن میفرماید:(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّابًا رَحیمًا، ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم میکردند (و فرمانهای خدا را زیر پا میگذاردند)، به نزد تو میآمدند؛ و از خدا طلب آمرزش میکردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار میکرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مییافتند.)[i] و در سوره دیگر میفرماید:(وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ، هنگامی که به آنان گفته شود: «بیایید تا رسول خدا برای شما استغفار کند!»، سرهای خود را (از روی استهزا و کبر و غرور) تکان میدهند؛ و آنها را میبینی که از سخنان تو اعراض کرده و تکبر میورزند!.)[ii]
و در سوره مبارکه یوسف آمده است که برادران یوسف خدمت یعقوب (ع) آمده و عرض کردند: که ای پدر برای ما استغفار کن تا خداوند گناهان ما را بیامرزد که ما از خطا کاران بودیم. حضرت یعقوب (ع) فرمود: بزودی در نزد پروردگارم برای شما استغفار میکنم.[iii]
حال سؤال ما این است، اگر کسی خدمت پیامبر (ص) یا ائمه اهل بیت (ع) برود و بگوید: پیش خداوند دعا کنید که خداوند مرا بیامرزد آیا شرک است؟ پس چرا قرآن کریم آن را تائید کرده است؟ البته هر حاجت دیگر غیر از آمرزش هم میتواند طرح کند، چرا که آمرزش ویژگی و خصوصیتی ندارد که بگوییم تنها این درست است. اساساً اسباب دو گونه هستند مادی و معنوی اولیاء خداوند اسباب معنوی هستند که این سبب بودن آنان هم از ناحیه خود خداوند است و هیچ گونه شأن استقلالی ندارند و صد در صد وجود و آثار آنان از خداوند متعال است.
البته از دو نکته نباید غفلت کرد:
نکته اول: این که ممکن است کسی بگوید که اولیاء خداوند الآن در قید حیات نیستند پس این عمل لغو است (نه شرک)، جواب آن است که ما عقیده داریم اولیاء خداوند و همه انسانهایی که از این جهان رخت بر بسته اند در حیات برزخی به سر برده و با این عالم تعامل دارند؛ هر روز ما در نمازهای یومیه به پیامبر (ص) خطاب میکنیم و بر او سلام و درود میفرستیم و میگوییم: السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته، آیا این یک عمل لغو است یا واقعاً ما پیامبر (ص) را مخاطب خود میدانیم و او را ناظر به اعمال خود.
نکته دوم: این که ما هرگز رفتار عامیانه گروهی از افراد بی خبر از معالم دینی را توجیه نمیکنیم که ممکن است برای اولیاء خداوند شأن و قدرتی مستقل از پروردگار متعال قائل باشندبلکه ما نیز آن را شرک میدانیم. ما عقیده داریم اولیاء خداوند هر شأن و قدرتی که دارند از ناحیه پروردگار متعال است.این عین توحید است.
*ما در درياي زندگي در معرض غرق شدن هستيم؛ دستگيري وليّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسيم. بايد به وليّ عصر (عج) استغاثه کنيم که مسير را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.
* دعاي تعجيل فَرج، دواي دردهاي ما است.
* با وجود اعتقاد داشتن به رئيسي که عينُ الله الناظره است، آيا مي توانيم از نظر الهي فرار کنيم و يا خود را پنهان کنيم؛ و هر کاري را که خواستيم، انجام دهيم؟! چه پاسخي خواهيم داد؟!
* علايمي حتميّه و غير حتميّه براي ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولي اگر خبر دهند فردا ظهور مي کند، هيچ استبعاد ندارد! لازمه اين مطلب آن است که در بعضي علايم، بَداء صورت مي گيرد و بعضي ديگر از علايم حتمي هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق مي افتد.
* انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذيّت دوستان آن حضرت، سازگار نيست!
* مهمتر از دعا براي تعجيل فرج حضرت مهدي (عج)، دعا براي بقاي ايمان و ثبات قدم در عقيده و عدم انکار حضرت تا ظهور او مي باشد.
* افسوس که همه براي برآورده شدن حاجت شخصي خود به مسجد جمکران مي روند، و نمي دانند که خود آن حضرت چه التماس دعايي از آنها دارد که براي تعجيل فَرَج او دعا کنند!
* قلبها از ايمان و نور معرفت خشکيده است. قلب آباد به ايمان و ياد خدا پيدا کنيد، تا براي شما امضا کنيم که امام زمان (عج) آن جا هست!
* اشخاصي را مي خواهند که تنها براي آن حضرت باشند. کساني منتظر فرج هستند که براي خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه براي برآوردن حاجات شخصي خود!
* چه قدر بگوييم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شيعه اي يک مسجد دارد!
* هر کس که براي حاجتي به مکان مقدّسي مانند مسجد جمکران مي رود، بايد که اعظم حاجت نزد آن واسطه فيض، يعني فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.
*حضرت غائب (عج) داراي بالاترين علوم است؛ و اسم اعظم بيش از همه در نزد خود آن حضرت است. با اين همه، به هر کس که در خواب يا بيداري به حضورش مشرّف شده، فرموده است: براي من دعا کنيد!
* راه خلاص از گرفتاري ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات براي فرج وليّ عصر (عج)؛ نه دعاي هميشگي و لقلقه زبان… بلکه دعاي با خلوص و صدق نيّت و همراه با توبه
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار جمعی از مدیران، مدرسان و طلاب حوزههای علمیهی تهران، «هدایت فکری و دینی»، «هدایت سیاسی و بصیرتافزایی» و «راهنمایی و حضور در عرصهی خدمات اجتماعی» را سه وظیفهی عمدهی روحانیت برشمردند و تأکید کردند: طلاب باید با کسب صلاحیتها و آگاهیهای لازم، در دنیای متفاوت امروز، خود را برای ایفای مسئولیتهای تعیینکننده در جامعه آماده کنند.
حضرت آیتالله خامنهای با توصیه به طلاب برای قدر دانستن ارزشها و مسئولیتهای طلبگی افزودند: اگر همهی تخصصهای مورد نیاز یک جامعه به بهترین شکل وجود داشته باشد اما جامعه، دینی نباشد، آن ملت در دنیا و آخرت دچار خسران و مشکلات واقعی خواهد بود و این مسئولیت عظیم یعنی تبدیل جامعه به جامعهای دینی، بر عهدهی علما، روحانیت و طلاب است.
ایشان مفهوم هدایت دینی را «تبیین اندیشههای ناب اسلامی» خواندند و با اشاره به تأثیر فضای مجازی بر افزایش شبهات دینی و وجود انگیزههای سیاسی برای تزریق افکار منحرف و غلط در ذهن جوانان تأکید کردند: این میدان، میدان واقعی جنگ است و روحانیون و طلاب باید مسلح و آماده، وارد عرصهی مقابله با شبهات و تفکرات غلط و انحرافی شوند.
رهبر انقلاب، «اسلام ارتجاعی، متعصب، بدون فهم حقایق معنوی و دچار جمود در ظواهر» را، نمود واقعی تفکرات انحرافی برشمردند و افزودند: در لبهی دیگر این قیچی، «اسلام التقاطی» و «اسلام آمریکایی» مشغول مقابله با «اسلام ناب» هستند.
رهبر انقلاب، «درک اسلام ناب و متکی بر کتاب و سنت» را با ابزار خرد و اندیشهی اسلامی، وظیفهی مهم روحانیون برشمردند و افزودند: راه انبیا، ترویج این تفکر اصیل است و روحانیون نیز ادامهدهندهی همین راه سعادتبخش یعنی هدایت دینی مردم هستند.
ایشان، هدایت عملی مردم را مکمل هدایت اندیشهای آنان دانستند و افزودند: با بهترین روشها، مردم را به عبادات و ظواهر و مصادیق دینی از جمله صدق، امانت، تقوا، ترک منکر، امر به معروف و سبک زندگی صحیح، هدایت کنید.
ایشان در همین زمینه عمق بخشیدن به اعتقادات موروثی مردم را مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: باید با استدلال صحیح، اعتقادات موروثی را که ممکن است در گذر زمان دچار زوال شده باشند، عمق ببخشید و به مسیر صحیح بکشانید.
حضرت آیتالله خامنهای «هدایت سیاسی» را دیگر وظیفهی مهم علما و روحانیون خواندند و افزودند: علت تأکید مکرر بر ضرورت انقلابی بودن حوزههای علمیه این است که استمرار حرکت صحیح و انقلابیِ کشور و جامعه، بدون حضور مستمر روحانیت امکانپذیر نیست.
رهبر انقلاب با اشاره به قضایای «تنباکو، مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت» افزودند: مشروطیت و نهضت ملی بهعلت استمرار نیافتن حضور روحانیت به اهداف خود نرسید اما هنر امام خمینی (رحمهالله) این بود که نگذاشت دشمن، حضور روحانیت را در حرکت عظیم انقلاب و پس از آن متوقف کند چرا که در غیر این صورت، نه انقلاب پیروز میشد و نه جمهوری اسلامی به حرکت خود ادامه میداد.
حضرت آیتالله خامنهای خاطرنشان کردند: آمریکاییها از اول انقلاب نیز مانند امروز درصدد حذف روحانیت از حرکت عمومی ملت ایران بودهاند تا در مرحلهی بعد، حضور مردم در صحنه از بین برود و سپس انقلاب به شکست بینجامد اما تاکنون موفق به تحقق این هدف نشدهاند و به فضل الهی نخواهند شد.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: در زلزلهی بیداری اسلامی هم، «دین»، مردم را به میدان کشاند اما چون دستگاههای دینی در آن کشورها متفرّق هستند، این کار استمرار نیافت و بیداری به نتیجهی لازم نرسید اما در جمهوری اسلامی، تداوم حضور علما و روحانیون و در نتیجه، حضور مردم در عرصهها، استمرار حرکت انقلاب را ممکن کرده است.
حضرت آیتالله خامنهای پس از تبیین هدایت دینی و هدایت سیاسی، به سومین وظیفهی مهم روحانیت یعنی «حضور هدایتگر و نیز میدانی در عرصهی خدمات اجتماعی» پرداختند.
ایشان افزودند: حضور طلاب در خدماترسانی به مردم، مدرسهسازی، بیمارستانسازی، کمک به مردم هنگام حوادث و دیگر عرصهها، نیروهای مردمی را نیز به صحنه میآورد و منشأ خدمات خواهد شد.
رهبر انقلاب با توصیه به طلاب برای «درس خواندن خوب و تهذیب نفس»، خاطرنشان کردند: همت خود را برای ایفای مسئولیتهای روحانیت که هیچ تخصص دیگری نمیتواند جایگزین آن شود، بهکار گیرید؛ البته این کار نباید به معنای هدفگیری مناصب و مقامات و عناوین باشد بلکه در همهی اوقات باید کسب رضایت پروردگار و امام عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) هدف اصلی قرار گیرد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مطالب برخی از اساتید و طلاب حوزههای علمیهی تهران، گفتند: «مراقبت از اینکه حوزههای علمیه از شیوهی طلبگی به شیوهی دانشگاهی گرایش پیدا نکنند»، «طرح آموزش اخلاق در حوزهها» و «منطقهای کردن گزینش و جذب طلاب»، از مسئولیت مدیران حوزهها است که باید پس از بررسیهای لازم درخصوص این موضوعات تصمیمگیری کنند.
رهبر انقلاب همچنین با اشاره به قدمت و اهمیت حوزهی علمیهی تهران و علما و فضلای برجستهای که در این حوزه حضور داشتهاند، خاطر نشان کردند: حوزهی علمیهی تهران اکنون دارای هویت است و این هویت نیز باید قدر دانسته شود تا برجستگانی در فقه و علوم عقلی و تفسیر و حدیث، در این حوزه پرورش یابند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین صادقی رشاد رئیس شورای حوزههای علمیهی استان تهران با اشاره به سابقهی حوزهی علمیهی تهران و نقش آن در تحولات سیاسی و اجتماعی، گفت: این حوزه با ۱۳۳ مدرسه، شش مرکز تخصصی و ۱۵ هزار طلبه و ۱۶۰۰ استاد در سطح استان تهران فعال است.
حجتالاسلام والمسلمین رشاد با بیان اینکه حوزههای علمیهی استان تهران ۳۶۰ شهید تقدیم انقلاب اسلامی کردهاند، برخی از فعالیتها و موفقیتهای این حوزه را برشمرد و افزود: البته یکی از نگرانیهایی که امروز حوزههای علمیه با آن مواجه هستند، فاصله گرفتن از هویت اصلی و تبدیل هویت آنها به هویت دانشگاهی است.
همچنین حجج اسلام والمسلمین آقایان صدیقی، حسینی، پناهی، روحانی، تحصیلی، رستمی، بیرانوند، رفیعی، پناهیان و خانمها راستی و میرمؤمنی، دیدگاههای خود را درخصوص موضوعات مختلف طلاب و حوزههای علمیه بیان کردند.
برخی نکات مهمی که اساتید و طلاب در سخنان خود به آنها اشاره کردند عبارت بود از:
- لزوم معنویتمحوری در حوزههای علمیه، اهتمام به اخلاق، معرفی الگوهای موفق و شناساندن سبک زندگی آنها
- تأکید بر پایبندی به زیّ طلبگی، برخورداری از روحیه و عمل انقلابی، نگاه حداکثری به دین و شناخت مقتضیات زمان
- اهمیت تعامل حوزه و دانشگاه در قالب کرسیهای آزاداندیشی
- تقویت ارتباط مستقیم طلاب و روحانیون با مردم
- معرفی طرح جامع «بنیان مرصوص» با هدف تقویت و بهروزرسانی تواناییها و آمادگیهای علمی، اخلاقی و اجتماعی طلاب
- مشکلات معیشتی طلاب و پیشنهاد تقویت حوزههای علمیه در مناطق غیر مرکزی با هدف کاهش مهاجرت طلاب برای تحصیل علوم حوزوی
- ضرورت تحول در نظام آموزشی حوزههای علمیه با هدف افزایش بهرهوری علمی و جلوگیری از فرسایش انگیزههای طلاب جوان
- حضور موفق بانوان طلبه در تحصیل و تبلیغ معارف دینی و پیشنهاد تشکیل «قرارگاه زن جهادی مسلمان» بهمنظور مقابله با آسیبهای اجتماعی و خانوادگی
- لزوم پاسخگویی دقیق و حکیمانهی حوزههای علمیه به شبهات و مسائل مورد نیاز جامعه و بهرهگیری از مبانی استنباطی و قویِ فقه جواهری
- ضرورت ایجاد مراکز تخصصی تبلیغ و آموزش مهارتهای خطابه و اقناع
در انتهای این دیدار نماز ظهر و عصر به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه شد.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سپاس خداوندی را که انور جلال او از افق عقول بندگانش تابان است. و خواسته اش از زبان گویای کتاب و سنت نمایان. خدایی که دوستان خد را از دلبستگی به دنیای فریب کار رهانید و به شادی های گوناتگونشان رساند.
واما شما ای روحانیون و طلاب عزیز همان طور که امام فرمودند تذکیه و تعلم را پیشه ی خود سازید و جوانان عزیز اسلام را هادی باشید و در آغوش هدایت الهی جای بگیرید. کار شما بهترین کاراست همان کار پیغمبر و ائمه معصومین است. هدایت و ارشاد و اداره جامه ی اسلامی و پیاده کردن احکام نورانی اسلام. و مانند علی بن ابی طالب(ع) در دعا میخوانیم “ولا تأخده فی الله لوﻣﺔ لائم” در راه خدا حرکت کردن سختی و رنج دارد، موانع زیاد است وبا صبر و استقامت راه انبیاء را ادامه دهید که امروز جوانان ما با ریختن خونشان موانع راه را برداشتند و بر می دارند و ما در قیامت در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی عذری نداریم و البته این حرف من با هم درسها و هم سنگران خودم است. نه به بزرگان که سخن گفتن در مقابلشان بی ادبی است. آنان مربی ما هستند و ما شاگرد آنان.
و شما ای پاسدار عزیز و جوان برومند که هدفتان مقدس است و راهتان روشن و حرکتتان حماسه آفرین است. چون هجرتتان آغاز بر هجرتها بود و خون سرختان پیام آور هدفتان و سرهای بریده و بدن های قطعه قطعه شده شما نشانگر مظلومیت تان است. دست از دامان امام زمان و نوکرانش نکشید که اینان عمال اسلامند و اسلام اصیل راباید از امثال غفاری ها، سعیدی ها، مطهری ها، بهشتی ها، صدوقی ها، مدنی ها، دستغیبی ها و امثالهم گرفت.
بدانید اسلام منهای روحانیت اسلام نیست و این سد دشمن شکن را نگذارید بشکند.
مادرم
آن زمان که اسلام و انقلاب به خون احتیاج داشت تو ثمره ی سالها عمرت را که فرزندی مسلمان بود هدیه کردی، چه خوب امانت داری کردی و چه به موقع امانت را دادی. پس شاد باش و فرزندان دیگرت را هم بده و خود مانند زینب معلم دیگران باش.
مبادا بر من گریه کنی که اگر شهید باشم زنده ام، زنده تر از زنده ها. حلالم کن و به برادرانم و به بچه های خواهرانم بگو که
آنان باید خود را برای قربانی شدن آماده کنند و سربازی اسلام را بر عهده بگیرند.
خواهرانم،
در تربیت فرزندانتان بکوشید و حجاب را رعایت کنید. زهرا گونه زندگی نمایید و شوهرانتان را به راه خدا وادارید.
مادر خدا پدرم را رحمت و شما را عاقبت به خیر کند. انشا الله اگر کربلا مشرف شدی مرا فارموش نکن. و از حضرت امام حسین(ع) تقاضا کن که قربانیت را بپذیرد.
هر وقت خبر کشته شدن من به شما رسید بگو “انا لله و انا الیه راجعون” و این را یک امتحان قلمداد کن.
پروردگارا هرچند به نفس مطمئنه نرسیدیم و در جهاد اکبر پیروز نگشتیم.اما به جهاد اصغر پرداختیم پس” ربّنا فاغفر لنا ذنوبنا وکفّر عنّا سیّئاتنا و توفّنا مع الأبرار، ربّنا و ءاتنا ما وعدتّنا علی رسلک و لا تخزنایوم القیمة إنّک لا تخلف المیعاد"
برایم هفت نگیرید خرج نکنید، فاتحه ای ساده و پول آن را به انجمن ایتام اهدا نمایید. در صورت امکان در قبرستان شهدا دفنم کنید کنار پاسداران تا شاید خداوند به واسطه ی آنان مرا ببخشد. و در هنگام دفنم زیارت عاشورا و روضه حضرت زهرا بخوانید.
۱۳۵۹/۶/۲۸
بسم رب الصدیقین
خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام:
- ما لشگر امام حسینیم، حسین وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم کلامی و دعایی جز این نباید داشته باشیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.»
- اگر در پیروزیها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما، این شاید انکار خداست.
- اگر برای خدا جنگ میکنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش کنید. گزارش را نگه دارید برای قیامت. اگر کار برای خداست گفتنش برای چه؟
- در مشکلات است که انسانها آزمایش میشوند. صبر پیشه کنید که دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم.
- هر چه که میکشیم و هر چه که بر سرمان میآید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد.
- سهلانگاری و سستی در اعمال عبادی تأناثثیر نامطلوبی در پیروزیها دارد.
- همه ما مکلفیم و وظیفه داریم با وجود همه نارساییها بنا به فرمان رهبری، جنگ را به همین شدت و با منتهای قدرت ادامه بدهیم زیرا ما بنا بر احساس وظیفه شرعی میجنگیم نه به قصد پیروزی تنها.
- مطبوعات ما جنگ را درشت مینویسد، درست نمینویسد.
- مسأله من تنها جنگ است و در همان جا هم مسأله من حل میشود.
- همواره سعیمان این باشد که خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم که شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند.
- من علاقمندم که با بیآلایشی تمام، همیشه در میان بسیجیها باشم و به درد دل آنها برسم.
وصیتنامه اول:
… از مردم میخواهم که پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه شهدای ما راه حق است، اول میخواهم که آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا کنند و از خدا میخواهم که ادامهدهنده راه آنها باشم. آنهایی که با بودنشان و زندگیشان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولین عزیز و مردم حزبالهی میخواهم که در مقابل آن افرادی که نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف کنند و الان در کشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشا و بیحجابی زدهاند در مقابل آنها ایستادگی کنید و با جدیت هر چه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید.
وصیت نامه دوم :
استغفرالله، خدایا امان از تاریکی و تنگی و فشار قبر و سوال نکیر و منکر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس. خدایا دل شکسته و مضطرم، صاحب پیروزی و موفقیت تو را میدانم و بس. و بر تو توکل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله زیادی نیست، خدایا به قول امام خمینی [ره] تو فرمانده کل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدام کافر را از سر مسلمین بکن. خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهکاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول کن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهرهمندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم … میدانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممکن است زیادهروی کرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم کنید و آمرزش بخواهید.
و السلام
حسین خرازی - 1/10/1365