بسم الله الرحمن الرحيم

رنگ خدا

تولدت مبارک آقای من

ارسال شده در 24 تیر 1395 توسط عاطفه اسلامي در مقام معظم رهبری

 رهبر من” “آقای من”


????تولدت مبارک????


“دوست داشتنی ترین پستم”

رهبرم بهار ۷۷ سالگی‌ات مبارک! 

۲۴ تیرماه تاریخ شناسنامه ای تولد ایشان است و تاریخ دقیق تولد امام خامنه ای ۲۹فروردین ۱۳۱۸ هست.



???? به بهانه ۲۴تیر ، سالروز تولد حضرت آقا



✍ هر چند همه دوست دارند تو را “آقا” صدا کنند ولی…


???? به جمع دانشجویان که می رسی قامت “استاد” برازنده توست،


???? در میان نظامیان که می آیی هیبت “فرماندهی” ات دل دوستان را شاد و دل دشمنانت را می لرزاند


???? روز پدر که می آید می شوی مهربانترین “بابا” ی دنیا


???? روز جانباز که می شود همه دست “جانباز” تو را به هم نشان می دهند، 


???? ۹ دی که می رسد قصه “علی” می شوی در جمل.


???? راستی اصلا مهم نیست تاریخ تولدت ۲۹فروردین است یا ۲۴ تیر؛ ما حتی ۶ تیر هم به شکرانه اینکه خدا دوباره تو را به ما بخشید برایت تولد می گیریم.


???? و همه اینها بهانه است آقاجان! بهانه ایست که ما یادمان نرود خدا نعمتی چون شما را داده است، خدا را برای این نعمت شکر می گوییم.


❣اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ❣

نظر دهید »

آدرس امام زمان علیه السلام

ارسال شده در 24 تیر 1395 توسط عاطفه اسلامي در امام زمان

 ????آدرس امام زمان (علیه السلام)????


از علامه حسن زاده آملی پرسیدند:

آدرس امام زمان (علیه السلام)کجاست؟

کجا می شود حضرت را پیدا کرد؟

ایشان فرمودند:آدرس حضرت در قرآن کریم آیه آخر سوره قمر است که می فرماید:

(( فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر))

هرجا که صدق و درستی باشد،هر جا که دغل کاری و فریب کاری نباشد،هرجا که یاد و ذکر پروردگار متعال باشد، امام زمان (علیه السلام) آنجا تشریف دارند.


4 نظر »

تلاش ابلیس

ارسال شده در 24 تیر 1395 توسط عاطفه اسلامي در امام زمان

نظر دهید »

داستان کوتاه

ارسال شده در 23 تیر 1395 توسط عاطفه اسلامي در داستان ها ومطالب خواندنی

 قل‌ کردهاند که‌: شخصی‌ از اهل‌ تفکّر و مراقبه‌ در گوشه‌ای‌ از صحن‌ حضرت‌ رضا علیه‌ السّلام‌ نشسته‌ و در دریائی‌ از تفکّر فرو رفته‌ بود، یکمرتبه‌ حالی‌ به‌ او دست‌ داد و صورت‌ ملکوتی‌ افرادی‌ را که‌ در صحن‌ مطهّر بودند مشاهده‌ کرد؛ دید خیلی‌ عجیب‌ و غریب‌ است‌.


صورتهای‌ مختلف‌ زننده‌ و ناراحت‌ کننده‌ از اقسام‌ صور حیوانات‌، و بعضی‌ از آنها صورتهائی‌ بود که‌ از صورت‌ چند حیوان‌ حکایت‌ میکرد. درست‌ مردم‌ را تماشا کرد؛ در بین‌ این‌ جمعیّت‌ کسی‌ نیست‌ که‌ صورتش‌ سیمای‌ انسان‌ باشد، مگر یک‌ نفر سلمانی‌ که‌ در گوشۀ صحن‌ کیف‌ خود را باز کرده‌ و مشغول‌ اصلاح‌ و تراشیدن‌ سر کسی‌ است‌؛ دید فقط‌ او به‌ شکل‌ و صورت‌ انسان‌ است‌.


از بین‌ جمعیّت‌ با عجله‌ خود را به‌ او که‌ نزدیک‌ در صحن‌ بود رسانید و سلام‌ کرد و گفت‌: آقا میدانید چه‌ خبر است‌؟


سلمانی‌ خندید و گفت‌: آقا تعجّب‌ مکن‌، آئینه‌ را بگیر و خودت‌ را نگاه‌ کن‌!


خودش‌ را در آئینه‌ نگاه‌ کرد؛ دید صورت‌ خود او هم‌ به‌ شکل‌ حیوانی‌ است‌؛ عصبانی‌ شده‌ آئینه‌ را بر زمین‌ زد.


سلمانی‌ گفت‌: آقا برو خودت‌ را اصلاح‌ کن‌، آئینه‌ که‌ گناهی‌ ندارد.

1 نظر »

صدقه دادن

ارسال شده در 23 تیر 1395 توسط عاطفه اسلامي در داستان ها ومطالب خواندنی

 سه كار مشكوك و مقبول 


عبداللّه بن عبّاس حكايت كند: 

در يكى از روزها مقدار سيصد دينار به عنوان هديه ، خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله داده شد و حضرت تمامى آن ها را به علىّ بن ابى طالب عليه السلام عطا نمود. 

سپس ابن عبّاس افزود: امام علىّ عليه السلام اظهار داشت : من آن سيصد دينار را گرفته و خوشحال شدم و با خود گفتم : امشب مقدارى از آن ها را در راه خدا صدقه مى دهم تا خداوند قبول فرمايد؛ و چون نماز عشاء را پشت سر پيغمبر خدا به جماعت خواندم ، يك صد دينار آن ها را به زنى درمانده دادم . 

چون صبح شد، مردم گفتند: ديشب علىّ بن ابى طالب صد دينار به فلان زن فاجره ؛ داده است . 

با شنيدن اين سخن بسيار غمگين و ناراحت شدم و با خود عهد كردم كه جبران نمايم ، لذا هنگام شب بعد از نماز عشاء يك صد دينار ديگر از آن پول ها را به مرد رهگذرى دادم . 

چون صبح شد، مردم گفتند: ديشب علىّ بن ابى طالب صد دينار به مردى دزد كمك كرده است ؛ و من خيلى ناراحت و افسرده خاطر گشتم و با خود گفتم : به خدا قسم ! امشب صد دينار باقى مانده را به كسى صدقه مى دهم كه مقبول خداوند قرار گيرد. 

اين بار نيز هنگام شب ، پس از نماز عشاء به جماعت حضرت رسول صلوات اللّه عليه از مسجد خارج گشتم و صد دينار باقى مانده را به مردى رهگذر دادم . 

وقتى كه صبح شد مردم گفتند: ديشب علىّ بن ابى طالب ، صد دينار به مرد ثروتمندى كمك كرده است . 

بسيار غمگين شدم و نزد پيامبر خدا رفتم ؛ و جريان را براى حضرتش بازگو كردم . 

حضرت رسول فرمود: اين جبرئيل عليه السلام است ؛ كه مى گويد: خداوند صدقات تو را پذيرفته است . 

و مى گويد: آن صد دينارى را كه به آن زن فاجره دادى ؛ چون به منزل خود آمد، توبه كرد و آن صد دينار را سرمايه زندگى قرار داد و هم اكنون دنبال مردى است كه با او ازدواج نمايد. 

و آن صد دينارى را كه به آن مرد دزد دادى ، او نيز وقتى به منزل آمد، از كارهاى زشت خود توبه كرد و آن پول ها را سرمايه اى براى كسب و تجارت خويش قرار داد. 

و همچنين آن صد دينارى را كه به مرد ثروتمند دادى ؛ چندين سال بود كه زكات و خمس اموال خود را نمى داد، پس وقتى به منزلش ‍ آمد، با خود گفت : واى بر تو! اين علىّ بن ابى طالب است ، با اين كه مال و اموالى ندارد؛ اين چنين صدقه مى دهد و انفاق مى كند! ولى من بايد با اين همه ثروتى كه دارم از مستمندان دريغ مى دارم ، من بايد همانند علىّ بن ابى طالب به ديگران كمك نمايم و زكات و خمس ‍ اموال خود را بپردازم . 

سپس فرمود: بنابراين ، كارهاى تو مقبول خداوند متعال قرار گرفته است و اين آيه شريفه : 

(رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ عَنْ تَراضٍ …) (1)، در شاءن و منزلت تو نازل گرديد.(2))


1-سوره نور: آيه 37. 

2- مستدرك الوسائل : ج 7، ص 267، ح 16.

نظر دهید »

مناجات حضرت موسی

ارسال شده در 22 تیر 1395 توسط عاطفه اسلامي در دل نوشته

 یا اله العالمین (اى معبود جهانیان ):

جواب شـــنید: لبیک (یعنى نداى تورا پذیرفتم )

سپـــس عرض کرد:

یا اله المحســــنین (اى خداى نیکوکاران ) همان جواب را شنید

سپس عرض کرد:

یا اله المطیعین : (اى خداى اطاعت کنندگان ) باز همان پاســـخ را شنید

سپس عرض کرد: یا اله العاصین (اى خداى گنهکاران )

سه بار در پاسخ شنید: لبیک ، لبیک لبیک 

موسى (ع) عرض کرد:

خدایا چرا، در دفعه چهارم ، سه بار پاسخم دادى ؟!

خداوند به او خطاب کرد:

عـــارفان به معرفــت خود،

و نیکوکاران و اطاعت کنندگان به نیکى و اطاعت خود، اعتــماد دارند!

ولى گنهــکاران جز به فضــل من ، پناهـــى ندارند،

اگر از درگاه من ناامـید گردند، به درگاه چه کســى پناهــنده شوند؟!…


خـــــدایا 


آن زمان که همگان به انـــسان پشت می کنند،


تـنـــــها حضور تو …


تنهایی را طراوت می بخشد …


خــودت را از مــن دریغ نکن …

1 نظر »

خدا

ارسال شده در 22 تیر 1395 توسط عاطفه اسلامي در دل نوشته

 قــــــرار نیست که هـــمه ی دنیــــا شاعــــر بشوند یا نویســنده!!!!!


ولـــی برای هـــر انســـانی


گاهـــی لازم اســـت


بایســـــتد یک گوشــــه ای


به آســـمان خیـــــره شود


و خیـــــلی خیـــــلی آرام


بی هیـــــــچ واســـــطه ای!


به او بگویــــــد که:


دوســـــــتش دارد…


 

                                خدایا دوستت دارم

نظر دهید »

کوتاه اما زیبا

ارسال شده در 22 تیر 1395 توسط عاطفه اسلامي در دل نوشته

 قلب من


قالی خداست


تاروپودش از پر فرشته هاست


پهن کرده او دل مرا


در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب


برق می زند


قالی قشنگ و نو نوار من


از تلاش آفتاب


 


شب که می شود، خدا


روی قالی دلم


راه می رود


ذوق می کنم، گریه می کنم


اشک من ستاره می شود


هر ستاره ای به سمت ماه می رود


یک شبی حواس من نبود


ریخت روی قالی دلم


شیشه ای مرکّب سیاه


سال هاست مانده جای آن


جای لکه های اشتباه


 


ای خدا به من بگو


لکه های چرک مرده را کجا


خاک می کنند؟


از میان تاروپود قلب


جای جوهر گناه را چطور


پاک می کنند؟


آه


از این همه گناه و اشتباه


آه نام دیر تو است


آه بال می زند به سوی تو


کبوتر تو است


 


قلب من دوباره تند تند می زند


مثل اینکه باز هم خدا


روی قالی دلم، قدم گذاشته


در میان رشته های نازک دلم


نقش یک درخت و یک پرنده کاشته


قلب من چقدر قیمتی است


چون که قالی ظریف و دست باف اوست


این پرنده ای که لای تاروپود آن نشسته است


هدهد است


می پرد به سوی قله های قاف دوست…^


منبع:کتاب «روی تخته سیاه جهان باگچ نور بنویس» عرفان نظر اهاری

نظر دهید »

شهدا شرمنده ایم

ارسال شده در 21 تیر 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس

متن ادبی شهدا

 

 

 

پیر ما گفت شهادت هنر مردان است عقل نامرد در این دایره سرگردان است

 

 پیر ما گفت که مردان الهی مردند که به دنبال رفیق ازلی می گردند

 

 شهدا رفتند و ما مانده ایم .  برای جانبازان که ماندن چه کردیم ؟

 

برای آزادگان چه کردیم؟ برای خانواده شهدا چه کردیم ؟

 

 نمی دانم ما که لیاقت حضور در جبهه ها و زندگی در کنار آنها را نداشتیم آی کسانی که دم از شهدا می زنید مرد باشید و بر سر عهد و پیمان خود بمانید تا نکند پشیمان و سرافکنده و روسیاه در محضرشان شویم .

 

شهدا را یاد کنیم . شده با ذکر یک صلوات .

 

بار ها از این که زنده هستم و دارم روی دم اون آدم های بزرگ بازدم می دهم از زنده بودنم

 

خجالت می کشم . خدایا تو خودت می دانید در دل و قلب من چه می گذرد .

 

در باغ شهادت را بستند …

 

نظر دهید »

دلنوشته های......

ارسال شده در 21 تیر 1395 توسط عاطفه اسلامي در دل نوشته

 یک دلنوشته نه بهتر است بگویم خون نوشته من آنروز یک عشق داشتم ؛


پیروزی یا شهادت ، بعضی ها امروز هر ساعت ، عاشق و معشوق آدم های غریبه می شوند


و به سادگی دل می دهند و دل ربایی می کنند!


من آنروز در جبهه زیر آفتاب داغ ، چفیه بر سر می انداختم تا نسوزم ،


بعضی ها امروز رو سری از سر انداخته اند که موی سر به نامحرم نشان داده و بسوزند


ودیگران راهم بسوزانند !


من آنروز در خط مقدم برادران غریبه زیادی را می دیدم و به همه می گفتم :


خدا قوت، نه خسته برادر! ، بعضی ها امروز برای طرح دوستی ،


فقط با عجله از همه می پرسند : ASL؟


من آنروز در وصیت نامه ام می نوشتم : خواهرم حجاب تو بر علیه دشمن از خون من موثر تر است ،


بعضی ها امروز حتی در پروفایل شان می نویسند : همیشه به روز هستم ، دوره و زمانه عوض شده و


عشق من مد گرایی و تقلید از غربی هاست ! چادر را تجربه نکرده ام ، قدیمی است… نه !


این قرارمان نبود ! ما رفتیم تا شما نیز راهمان را ادامه دهید ، رفتیم تا امنیت امروز را به ارمغان بیاوریم و


تو بتوانی عفت و حجاب فاطمی را بر گزینی !


رفتیم تا دشمن ، نتواند حیای شما را به بی حیایی تبدیل کند ،


رفتیم تا اطاعت کنیم از قرآن و رسول و اولی الا مر ،


تو هم مراعات کن !


بر گرد و اندکی بیاندیش ؛ … ما خون دلها خورده ایم !

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 155
  • 156
  • 157
  • ...
  • 158
  • ...
  • 159
  • 160
  • 161
  • ...
  • 162
  • ...
  • 163
  • 164
  • 165
  • ...
  • 187
 تماس
بسم الله الرحمن الرحیم سلام...به وبلاگ مذهبی فرهنگی خیلی خوش اومدین! امیدوارم مطالب وبم براتون جالب باشه و بتونم برای پیشرفت کشورمون و ظهور امام زمانمون یه قدمی بردارم.. منتظر نظراتتون برای هر چه بهتر شدن این وبلاگ هستم... "یا علی"  ترسم که شعر مزار من این شود او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت... اللهم عجل لولیک الفرج آنطور که هستي‌ باش ،.... صداقت مؤثرترين تيري است که به قلب هدف مي‌‌نشيند ،.... هدفت را با نقشه‌هاي جوراجور آلوده مکن‌ ،... خودت باش ،.... افتاده باش ،... نه‌ ذليل ،... شوخ باش ،... نه‌ مسخره ،.... آزاده باش ،،... نه‌ ياغي ،... مطمئن باش ،... نه‌ ساده ،.... از خود ،... راضي باش ،.... نه‌ از خود راضي ،... صبور باش ،... نه‌ در کمين ،.... آنوقت خواهي ديد که کليد را در دست خود خواهي داشت!!  ان شاء الله

موضوعات

  • همه
  • آینه خدا
  • ائمه معصومین
  • احکام
  • اخبار حوزه علمیه معصومیه
  • اخبار فضای مجازی
  • اربعین
  • امام زمان
  • بانوان در حماسه کربلا
  • تدبر در آیات و سوره های قرآن کریم
  • تربیت فرزندان
  • حجاب
  • حیوانات در قرآن
  • داستان ها ومطالب خواندنی
  • دانستنی های جالب
  • دانستنی های قرآنی
  • دل نوشته
  • دهه فجر
  • دومین همایش فعالان فضای مجازی
  • دیدنی های ایران
  • روز نوشته های من
  • سبک زندگی
  • سخن بزرگان
  • شهدا و دفاع مقدس
  • طب سنتی و بسته سلامت
  • طنز
  • عکاسی من
  • عکس نوشته های زیبا
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • محرم
  • مدافعان حرم
  • مقام معظم رهبری
  • مناجات
  • مناسبت ها
  • وصیت نامه شهدا
  • پاسخ به برخی از شبهات دینی و مذهبی
  • کالای ایرانی
  • کلاس اخلاق عمومی

رتبه

    کاربران آنلاین

    • نورفشان
    سوره قرآن
    مهدویت امام زمان (عج)
    مهدویت امام زمان (عج)
    ذکر روزهای هفته

    تقویم

    اوقات شرعی

    آمارگیر وبلاگ

    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان