بسم الله الرحمن الرحيم

رنگ خدا

ثواب زیارت امام صادق

ارسال شده در 8 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در مناسبت ها, ائمه معصومین

از دیدگاه سنت اسلامی، زیارت مؤمن در هر دو حال حیات و مرگ ثواب و اجر فراوان دارد، به ویژه اگر او، امام و پیشوای مؤمنان باشد.

 

به علاوه زیارت قبور انبیاء و اوصیای آنان ترویج شعائر دین و زنده نگاه داشتن آئین و جاودانگی نام ایشان و توجه دادن دل‌ها به سویشان و تشویق و ترغیب مردم به پیروی از مرام و دینشان می‌باشد، و این كاری است كه همه عقلای جهان آن را می‌پسندند و هر قوم در احیای آثار بزرگانشان و زنده نگاه داشتن نام و نشانشان و رواج دادن مرامشان می‌كوشند.

 

امام صادق علیه السلام فرمود:هر كس قبر امام و پیشوای بر حق را زیارت كند و در كنار آن، چهار ركعت نماز گزارد، خداوند برای او ثواب حج و عمره را نویسد.

 

آری، دیدار مزار پیغمبر و ائمه اطهار علیهم السلام تعظیم و بزرگداشت شعائر دینی است و تعظیم شعائر الهی از نشانه‌های تقوای دل‌ها است.

 

احادیث و روایاتی را كه در زمینه فضیلت زیارت قبر امام صادق علیه السلام وارد شده است، می‌توان به دو بخش تقسیم كرد:

 

نخست سلسله احادیثی كه به طور عموم در ثواب زیارت قبور انبیاء و اولیاء آمده است.

 

و بخش دیگر احادیثی كه در فضیلت زیارت قبر شخص امام صادق علیه السلام نقل شده است.

 

احادیث بخش نخست فراوان است و ما به چند نمونه اشاره می‌كنیم:

 

امام رضا علیه السلام فرمود:

 

برای هر امام و پیشوای بر حقی، بر گردن دوستان و پیروانش، حقی و تعهدی است و از آثار عمل به تعهد و ادای حق او، زیارت مرقد اوست. پس هر كس از روی علاقه و پس از پذیرش آئین او، به زیارت قبور انبیاء و امامان بشتابد، بدون شك در روز رستاخیز، آنها شفیع او خواهند بود.

 

نظر دهید »

رخداد پس از شهادت امام صادق

ارسال شده در 8 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در مناسبت ها, ائمه معصومین

امام صادق علیه السلام را به شهادت رساندند و چراغی را که روشنی‌بخش محافل و مجامع دنیای اسلام بود خاموش نمودند. منصور او را کشت و در عین حال می‌گفت: مثل جعفر بن محمد کجا پیدا می‌شود؟ و فریبکارانه و حیله‌گرانه در عین این که با تمام وجود از این مسأله شادان بود، ابراز تأسف می‌کرد.

 

آری، دور داشتن حضرت علی علیه السلام از خلافت در غوغای سقیفه اگر بگوئیم ناشی از توطئه‌ای پیش‌بینانه نبود، لااقل خیانتی بارز و آشکار علیه اسلام و مسلمین بود و آثار زیانباری از خود بر جای گذاشت که یکی از آنها به شهادت رساندن فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله بود.

 

ابوهریره عجلی که از شعرای اهل بیت و از علاقمندان آنان بوده در رثای امام آن هنگام که بدن مطهرش را روی تخت روان به سوی بقیع می‌برده‌اند، چنین سروده است:«به آنان که رفتند امام را روی دوش‌هایشان حمل کنند گفتم: آیا می‌دانید که چه شخصیتی را به گورستان می‌برید؟ کوهی را که چه مرتفع و بلند است! اینک مردمانی را می‌بینم که هر یک مشتی خاک روی بدن مقدسش می‌ریزند. چقدر شایسته است که بر سر خویش بریزند.

 

اینان همه عمر و هستی و امکانات خود را در راه نشر و تبیین احکام اسلام و دفاع از شرف و قداست آن و حمایت از انسان‌ها و برقراری عدالت صرف کردند. از جان خویش مایه گذاشتند تا بشریت سروری و آقایی پیدا کند.

 

چرا دشمنان بشریت باید تا این حد گستاخ باشند که اینان را به شهادت برسانند؟ سنگ اول این ستم از کجا بنیان نهاده شد؟ جز از سقیفه؟ و آیا سزاوار نیست این عبارت ذکر همگان باشد که:

 

اَللّهُمَّ العَن اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخَرَتابِعٍ لَهُ علی ذلک.

 

1 نظر »

سلام من به مدینه

ارسال شده در 8 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در مناسبت ها

1 نظر »

وصیت آیت الله نخودکی به پسرش

ارسال شده در 8 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در داستان ها ومطالب خواندنی

وصیت آیت الله نخودکی بر طبق نقل پسرش اینگونه است :

 

ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله….

 

نیست جز تقوی در این ره توشه ای                           نان و حلوا را بنه در گوشه ای

 

«بالتقوی بلغنا ما بلغنا»، اگر در این راه، تقوی نباشد، ریاضات و مجاهدات را هرگز اثری نیست و جز از خسران، ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت. حضرت علی بن الحسین علیهما السلام فرمایند:

 

انّ العلم اذا لم یعمل به لم یزدد صاحبه الا کفرا و لم یزدد من الله الاّ بعدا

 

اگر آدمی، یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، هباءً منثوراً خواهد گردید.

 

بدان که در تمام عمر خود، تنها یک روز، نماز صبحم قضا شد، پسر بچه ای داشتم شب آن روز از دست رفت. سحرگاه، مرا گفتند که این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده ای. اینک اگر شبی، تهجدم ترک گردد، صبح آن شب، انتظار بلایی می کشم.

 

بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می شود که به عکس اتیان مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد.

بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده ام، به برکت بیداری شبها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله است.

 

اکنون پسرم، تو را به این چیزها وصیت و سفارش می کنم:

 

اول: آنکه نمازهای یومیه خویش را در اول وقت آنها به جای آوری.

 

دوم: آنکه در انجام حوائج مردم، هر قدر که می توانی بکوشی و هرگز میندیش که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست، زیرا اگر بنده خدا در راه حق، گامی بردارد، خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود.

 

[در این جا عرضه داشتم: پدرجان، گاه هست که سعی در رفع حاجت دیگران، موجب رسوایی آدمی می گردد. فرمودند: چه بهتر که آبروی انسان در راه خدا بر زمین ریخته شود.]

 

سوم: آنکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در اینکار پروا منمایی. اگر تهیدست گشتی، دیگر تو را وظیفه ای نیست.

 

چهارم: از تهجد و نماز شب غفلت مکن و تقوی و پرهیز پیشه خود ساز.

 

پنجم: به آن مقدار تحصیل کن که از قید تقلید وارهی.

 

در این وقت از خاطرم گذشت که بنابراین لازم است که از مردمان کناره گیرم و در گوشه انزوا نشینم که مصاحبت و معاشرت، آدمی را از ریاضت و عبادت و تحصیل علوم ظاهر و باطن باز می دارد، اما ناگهان پدرم چشم خود بگشودند و فرمودند:

 

تصور بیهوده مکن، تکلیف و ریاضت تو تنها خدمت به خلق خدا است.

 

بعد از آن فرمودند:

 

چون صبحگاه روز یکشنبه کار من پایان یافت، اگر حالت مساعد بود، خودت مرا غسل بده و کفن و دفن مرا مباشرت کن.

 

همچنین سفارش کردند که مرحوم دکتر شیخ حسن خان عاملی که طبیب معالجشان بود ایشان را به جانب قبله کند و آداب میت را اجرا نماید. و به مرحوم سید مرتضی روئین تن مدیر روزنامه طوس نیز فرمودند:

 

شما هم صبح یکشنبه بیائید و بعد از فوت من یکساعت بالای سر من قرآن بخوانید.

 

نظر دهید »

داستان محمد بن سیرین

ارسال شده در 8 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در داستان ها ومطالب خواندنی

جوانک شاگرد بزاز، بی خبر بود که چه دامی در راهش گسترده شده. او نمی‏دانست این زن زیبا و متشخص که به بهانه خرید پارچه به مغازه آنها رفت و آمد می‏کند، عاشق دلباخته او است، و در قلبش طوفانی از عشق و هوس و تمنا بر پاست.

 

یک روز همان زن به در مغازه آمد و دستور داد مقدار زیادی جنس بزازی‏ جدا کردند، آنگاه به عذر اینکه قادر به حمل اینها نیستم، به علاوه پول‏ همراه ندارم، گفت: ” پارچه‏ها را بدهید این جوان بیاورد، و در خانه‏ به من تحویل دهد و پول بگیرد “.

 

مقدمات کار قبلا از طرف زن فراهم شده بود، خانه از اغیار خالی بود، جز چند کنیز اهل سر، کسی در خانه نبود. محمد بن سیرین - که عنفوان جوانی را طی می‏کرد و از زیبایی بی بهره نبود - پارچه‏ها را به دوش گرفت و همراه آن زن آمد. تا به درون خانه داخل شد در از پشت بسته شد.

 

ابن سیرین به داخل اطاقی مجلل راهنمایی گشت. او منتظر بود که خانم هر چه زودتر بیاید، جنس را تحویل بگیرد و پول را بپردازد. انتظار به طول انجامید. پس از مدتی پرده بالا رفت. خانم در حالی که خود را هفت قلم آرایش کرده بود، با هزار عشوه پا به درون اطاق‏ گذاشت.

 

ابن سیرین در یک لحظه کوتاه فهمید که دامی برایش گسترده شده ‏خواهش کرد، فایده نبخشید. گفت چاره‏ای نیست باید کام مرا بر آوری. و همین که دید ابن سیرین در عقیده خود پا فشاری می‏کند، او را تهدید کرد، گفت: ” اگر به عشق من احترام نگذاری و مرا کامیاب نسازی، الان فریاد می‏کشم و می‏گویم این جوان نسبت به من قصد سوء دارد. آنگاه معلوم است که‏ چه بر سر تو خواهد آمد “.

 

موی بر بدن ابن سیرین راست شد. از طرفی ایمان و عقیده و تقوا به او فرمان می‏داد که پاکدامنی خود را حفظ کن. از طرف دیگر سر باز زدن از تمنای آن زن به قیمت جان و آبرو و همه چیزش تمام می‏شد. چاره‏ای جز اظهار تسلیم ندید. اما فکری مثل برق از خاطرش گذشت. فکر کرد یک راه‏ باقی است، کاری کنم که عشق این زن تبدیل به نفرت شود و خودش از من‏ دست بردارد. اگر بخواهم دامن تقوا را از آلودگی حفظ کنم، باید یک‏ لحظه آلودگی ظاهر را تحمل کنم. به بهانه قضاء حاجت، از اطاق بیرون‏ رفت، بعد از کمی با سر و صورت و لباس آلوده از دستشویی برگشت. و به طرف زن آمد. تا چشم آن زن به او افتاد، روی درهم کشید و فورا او را از منزل خارج کرد.محمد خود را به نزدیکی آب روانی رساند و خود را شست، تنش برای همیشه بوی عطری بر خود گرفت از هرجا که عبور می کرد همه متوجه می شدند که محمد ابن سیرین از اینجا گذشته است. آری محمد با این نقشه پای بر نفس خویش نهاد و پوزه شیطان را بخاک مالید و از مهلکه نجات یافت.

 

محمد همان ابن سیرین معروف است که به معبر خواب معروف گشت. بزرگان و عارفان گویند هرکه بر شهوت خویش غلبه کند خداوند چون حضرت یوسف بر او علم خوابگزاری عطا نماید. و او نیز یکی از همان مردان بزرگ و وارسته است.

 

نتیجه گیری از داستان :

 

ابن‌سیرین چه کند؟! گناه جلوی او ظاهر شده است. این‌جاست که «اجْتِنَابُ الْمَعَاصِی» معنا می‌دهد. او توکل به خدا کرد و از پروردگار عالم یاری ‌خواست . اما  «اجْتِنَابُ الْمَعَاصِی»  یعنی چه؟

 

***آیت‌الله العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی فرموده بودند: گاهی پروردگار عالم برای امتحان کردن بندگانش، ابواب گناه را هم به وسیله ابلیس ملعون، جلوی آنها قرار می‌دهد.

 

کنز خفی الهی، آیت‌الله مولوی قندهاری به نقل از آیت‌الله العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی می‌فرمودند: اتفاقاً آن‌ها که می‌خواهند به سر عظمای خدا یعنی اخلاص برسند، بدانند که پروردگار عالم آن‌ها را به ابوابی مبتلا می‌کند که در آن ابواب، امکان ورود به گناه است و اگر اجتناب کردند به اخلاص می‌رسند.

 

جالب است که در هر دو روایت هم لفظ اجتناب است. مولی‌الموالی(ع) فرمودند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنبُ الْمَعَاصِی» پیامبر(ص) هم فرمودند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ».

 

آیت‌الله العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی فرموده بودند: میرزای شیرازی بزرگ از برادر عرفانی و عالی خود آیت‌الله سلطان‌آبادی بزرگ پرسیده بودند: نظر شما راجع به اجتناب چیست که هر‌گاه می‌خواهند بگویند از گناهان دور شوید، هم پروردگار عالم و هم در روایات، لفظ اجتناب را آورد‌ه‌اند؟

 

آیت‌الله العظمی سلطان‌آبادی بزرگ(2) تعبیر بسیار زیبا و نابی را بیان فرمودند، فرمودند: اجتناب این نیست که پروردگار عالم می‌خواهد بگوید: در مقابل گناه قرار نگیری! برعکس، یک‌دفعه می‌بینید یک معامله شیرین برایتان پیش می‌آید، هیچ کسی هم از آن معامله شیرین خبر ندارد و می‌توانید راحت هم در آن معامله لقماتی را به دست بیاورید که صورت ظاهرش هم قانونی و حلال است اما خودتان می‌دانید که این لقمه، لقمه حرام است. 

 

اجتناب یعنی این که پروردگار عالم می‌آورد آن را درب خانه‌ات می‌گذارد، حالا شما باید بگویید: نه. اجتناب یعنی آن زمانی که شما تصمیم گرفتید دیگر گناه نکنید، برعکس می‌شود و وسایل گناه برای شما فراهم می‌شود.

 

بارها شده است که جوان‌های عزیز به ما بیان فرمودند: آن موقعی که دیگر تصمیم می‌گیریم چشممان را کنترل کنیم و دیگر گناه نکنیم، برعکس، یک کسی با عشوه و رفتار آن چنانی در مقابل ما قرار می‌گیرد. اجتناب یعنی آن لحظه که گناه برایتان فراهم شد، گناه نکنید. آیا اجتناب یعنی این که گناه را برای شما برمی‌دارند؟! خیر، برعکس، گناه در مقابل شما قرار می‌گیرد و شما نباید انجام دهید.

 

«تَجَنبُ الْمَعَاصِی» یعنی اگر خواستید در مقام مخلصین عالم قدم بگذارید و به سر عظمای حق پی ببرید، گناهان برای شما پشت سر هم یکی، دوتا، ده تا، صد تا، مدام می‌آیند و شما باید آن قدر قوی باشید که این گناهان را انجام ندهید و از آنها دور شوید. بهدست آوردن لقمه حرام در معاملههای مختلف، برای شما پیش می‌آید. پول‌های کلان جلوی پای شما قرار میگیرد. گاهی شاید تا آخر عمر هم هیچ احدی نفهمد. زمینه فراهم است، خودتان هستید و پروردگار عالم، این‌جاست که باید اجتناب کنید؛ یعنی گاهی معاصی را جایی قرار می‌دهد که هیچ کس از آن‌چه که بین شما و خدا می‌گذرد، خبردار نمیشود.

 

اما در پایان یک سوال : شما فرض کنید محمد بن سیرین می بودید و این واقعه برایتان اتفاق می افتاد چه می کردید آیا تسلیم گناه می شدید و می گفتید من چاره ای نداشتم و مجبور بودم و  یا پاکدامنی را در پیش می گرفتید و مثل محمد بن سیرین اخلاص را در پیش می گرفتید و آن قدر در علم و دانش به مقام والایی می رسیدید که به بزرگی و جلال برسید و امروز نامتان زبان زد همه باشد ؟؟؟ به راستی که او قبل از آن واقعه شاگرد یک بزاز بود و از آن روز به بعد  معبر خواب گشت و ریاضیات و علم و دانش  را خدا بر وی ارزانی داشت.

 

 

نظر دهید »

کشف حجاب در کلام حضرت امام

ارسال شده در 6 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب

“از جمله چیز هائی که در زمان رضاخان به تبع آتاترک انجام گرفت،

 

 

 

یکی اتحاد شکل بود و یکی کشف حجاب .

 

 

 

آن وقت این اتحاد شکل و این کشف حجاب را در بوق و سرنا ،

 

 

 

بلند گوهای آنهاچه تعریف هائی کردند ،چه مداحی هائی کردند!

 

 

 

از آخوند که مخالف با این مسائل بود چه تکذیب هائی کردند،

 

 

 

چه شعر هائی گفتند!شاید برخی از شعر هایش را شنیده باشید.

 

 

 

 چه شعر های هجوی می گفتند و گفتنی نیست .

 

 

 

بعد دیدیم که قضیه کشف حجاب قضیه ای نبود که

 

 

 

این ها بخواهند برای خانم ها خدمت بکنند

 

 

 

این ها می خواستند که این طبقه و این قشر را هم

 

 

 

با زور آزمائی و فشار نابود بکنند.{صحیفه نور ج.6 ص.182)

 

 

 

امروز هفدهم دی است من یادم هست

 

 

 

(هر کس سنش به سن ماهاست یادش هست)

 

 

 

که هفده دی چه شرارتی کرد این آدم !چه قدر به این ملت فشار آورد،

 

 

 

چه اختناقی ایجاد کرد،چه محرماتی را هتک کرد، چه قدر

 

 

 

سقط جنین شد در هفده دی ،چه قدر ماموران و دژخیمان

 

 

 

به مردم تعدی کردند و به زن ها تجاوز کردند

 

 

 

و زن ها را از توی خانه ها بیرون کشیدند .

 

 

 

 این مال پدرش که من نمیتوانم شرحش را بدهم .

 

 

 

آن کارهائی که کرده است نمی شود شرحش داد .

 

 

 

 این در آن عالم معلوم می شود ،این عالم نمی توانیم ما بفهمیم

 

 

 

،نمی توانیم بفهیم چه جانوری بود.{ صحیفه نور ج.4 ص.153}

 

 

 

چرا ما قدر این دورانی را که در آن هستیم نمی دانیم ؟

 

 

 

1 نظر »

تاثیر تکنولوژی و ماشین بر حجاب

ارسال شده در 6 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب

در گذشته دو فرهنگ برهنگی و با حجاب بودن با همان حالت

 

 تضاد گونه خود در غرب ادامه داشت تا اینکه تفسیر

 

یهودی دین مسیحیت در قالب پروتستانیزیم اتفاق افتاد که در آن

 

بر تفسیر برهنگی انسان کامل بصورت شدیدتر تاکید شده است

 

و کفه به طرف برهنگی در جامعه غربی سنگینی کرد تا آنکه

 

 بر برهنگی انسان به شدت تاکید شد و این زمانی بود که

 

 انقلاب صنعتی رخ داد و ماشین به صحنه زندگی انسان ها آمد .

 

انقلاب صنعتی در غرب و مهاجرت جغرافیائی انسان ها از

 

مکان های کوچک به مکان های بزرگ و تماس های دو جنس

 

در سطوح مختلف کاری هنجار شکنی جنسی را افزایش داد .

 

حال اگر این را به برهنگی اجباری زنان به علت کار بادستگاه های خطرناک

 

 و کشانده شدن زن به درون دستگاه توسط لباس های زنانه اضافه کنیم

 

به خوبی برهنگی زنان در محیط کار ترسیم می شود.

 

                          تاثیر صنعت تا جائی رسید که همسران چه زن و چه مرد به روابط جنسی

 

                         فراتر از ازدواج روی آوردند و این روابط جنسی خارج از عرف و قانون موجب شد

 

که برهنگی زنان در قالب فحشا و فاحشه های برهنه افزایش یابد .

 

ورود ماشین و تکنولوژی به زندگی عمومی انسان ها در غرب

 

برهنگی را افزایش داد . چرا که ماشین انسان ها را

 

از خانه و خانواده جدا می کرد تا جائی که به عنوان جایگزین خانه هم مطرح شد

 

و خانه های متحرک در ماشین ترسیم شدند .

 

پس ماشین رقیب خانه و

 

انسان های ماشین دار رقیب خانواده شدند.

 

سپس روابط جنسی غیر معمول و غیر عادی رواج یافت

 

و روابط جنسی غیر معمول برهنگی را بیشتر رواج داد مانند

 

نقاشی های برهنه جنسی

 

 (و حالا هم عکس ها و کلیپ های این چنینی)

 

و تشویق برای برهنگی

 

(مثل فیلم تایتانیک و شکسپیر عاشق و اکثر فیلم های خارجی امروزی)

 

 عواملی مانند

 

1- ماشین

 

 2- محیط کار صنعتی

 

3-  نظریه مبتنی بر فرهنگ یهودی جنسی فروید

 

سه عاملی بودند که انقلاب جنسی در غرب را از دوران ملکه ویکتوریا

 

به دوران برهنگی وارد کرد و بر همین اساس گروه هائی بوجود آمدند که

 

سخت بر برهنگی جمعی تاکید کرده و برهنگی را نیز معیار گروهی قرار دادند

 

این گروه ها

 

 هیپی ها

 

پانک ها

 

رپ ها

 

و…

 

 بودند و سبب رواج برهنگی شدید تر شدند که امروزه به

 

Nake

 

یا برهنه های مادر زاد مشهور شده اند

 

چرا ما این قدر راحت چیزی را می پذیریم ؟

 

 

بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم.

 

1 نظر »

انگیزه اصلی پوشیده بودن چیست؟

ارسال شده در 6 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در حجاب

انگیزه ی اصلی پوشیده بودن چیست؟

 

یکی از انگیزه های پوشش ابراز صداقت در دوستی با خداوند است

 

 لابد تا بحال بارها شاهد بوده اید که افرادی به خودتان و یا دیگران

 

  ابراز علاقه و ارادت کرده و گاهی از الفاظی نظیر چاکرم مخلصم فدایت شوم

 

  و عزیزم قربانت شوم و… استفاده کرده اند. اما فرض کن که روزی

 

 به یکی از این افراد بگوئی من مبلغی پول لازم دارم در جوابت بگوید :

 

 شرمنده ام اتفاقا من هم می خواستم همین در خواست را از تو بکنم

 

 و بار دیگر و بار های دیگر از انجام خواسته ات سر باز زند و

 

 تنها به همان چاکرم و فدایت شوم اکتفا کند قضاوت تو درباره او چیست ؟

 

  آیا در دل نمی گوئی این چه دوستی ای است که از زبان فراتر نمی رود ؟

 

 اکنون درباره رابطه خود با خدا بیندیش.

 

  ما به خدای مهربانمان اظهار بندگی و اطاعت و دوستی می کنیم

 

  اما نشانه صداقت در این دوستی انجام کاری است که او می پسندد.

 

  بهترین انگیزه برای پوشش تو همین است

 

 که بخواهی به پروردگار خودت اظهار محبت کنی

 

 و صداقت خود را با گردن نهادن به خواسته او ثابت کنی

 

 پس بیائیم با خدا پیمان دوستی ببندیم

 

 بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم.

 

 

 

نظر دهید »

چند تا شهید گمنام می شناسید؟

ارسال شده در 4 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس

اگر به من و شما بگویند: «چند شهید مظلوم و گمنام را نام ببرید». اسم چه کسانی را می‌آوریم؟ همت، باکری، مصطفی کاظم زاده، سید محمد هاتف، سعید طوقانی، بچه محل‌های خودمان یا …

 

اصلاً شهید گمنام و شهید مظلوم از نظر ما کیست و چیست!؟ من جوابی برای این سوال ندارم، بجز دو خاطره.

 

سه‌شنبه سوم خرداد، پنج‌شنبه پنجم خرداد 1362 سوریه – دمشق.

 

به همراه بقیه‌ی بچه‌ها عازم زینبیه شدیم. پس از زیارت حضرت زینب (س) سری به گورستان کنار حرم زدم. مزار «دکتر علی شریعتی» در آن‌جا بود. آن‌چه نظرم را جلب کرد، نوشته‌ی جلوی در گورستان بود:

 

«من افتخار می‌کنم که مقلد خمینی کبیر هستم. دکتر علی شریعتی».

 

در گورستان قدم می‌زدم و با نگاه به سنگ قبرهای سفید و مرمر که روی بیشترشان آیه‌ی «یا ایتها النفس المطمئنه …» حک شده بود، به عاقبت خودم فکر می‌کردم که چه خواهد شد و چگونه خواهم مرد؟ آیا من هم شهید خواهم شد یا این که طوری می‌میرم که از حک آن آیه هم بر قبرم امتناع کنند!؟ 

 

دو نفر که لباس عربی به تن داشتند، وارد گورستان شدند. با دیدن من، در جا خشکشان زد. نگاهی به همدیگر انداختند. ترس در وجودم دوید. هیچ‌کس جز من و آن دو در گورستان نبود. مثل این که باید یکی از آن قبرها را برای خودم رزرو می‌کردم!

 

چشمانشان را که گرد شده بود، به من دوختند و به عکس امام خمینی که بر سینه‌ام آویخته بود. خودم را برای درگیری آماده کردم. صلواتی در دل فرستادم و قرص و محکم در چشمانشان زل زدم. مشت‌هایم را گره کردم و خودم را کنترل کردم.

 

یکی از آن‌ها جلو آمد و در حالی که اطراف را می‌پایید تا کسی شاهدمان نباشد، چشمش را به تصویر خندان امام دوخت و گفت:

 

- انت ایرانی؟ (تو ایرانی هستی؟).

 

- نعم، انا ایرانی … لماذا؟ (بله من ایرانی هستم. چه طور مگه؟).

 

ناگهان آن یکی هم جلو آمد. هر دوتایی به تندی نزدیکم شدند و شروع کردند به بوسیدن عکس امام و لباس من. از تعجب مات مانده بودم. در حالی که نمی‌توانستند خود را کنترل کنند و اشکشان جاری بود، به عربی می‌گفتند:

 

- ما دوست داران امام و پاسدارانش هستیم.

 

کم مانده بود گریه‌ام بگیرد. با اصرار فراوانی که کردند، فهمیدم می‌خواهند با آن‌ها عکس بگیرم؛ در حالی که رعایت احتیاط را می‌کردند و نمی‌دانم چرا می‌ترسیدند کسی آن‌ها را ببیند، چند عکس با هم گرفتیم. چند عکس هم از تصویر امام گرفتند. دقایقی همان‌طور به عکس امام زل زده بودند و می‌گریستند.

 

همشون شهید شدند.

 

- آخه چه طور؟ چی شد؟

 

- چند روز بعد از این که از شما خداحافظ کردند و رفتند، وقتی داشتند وارد بحرین می‌شدند جلوشون رو گرفتند و توی وسایل شون عکس‌های امام و آقا رو پیدا کردند.

 

- خب!

 

- خب هیچی دیگه! همشون رو اعدام کردند!

 

پرسیدم: «اهل کجا هستید؟».

 

گفتند: «بحرین.».

 

وقتی علت ترسشان را پرسیدم، گفتند:

 

اگر بفهمند ما زائران بحرینی با شما ایرانی‌ها صحبت می‌کنیم، هنگام برگشتن به کشور اذیتمان می‌کنند.

 

خیلی اصرار کردند که به هتلشان بروم، اما آن دلیلی را که خودشان گفتند، عنوان کردم که قبول کردند. پس از این که مجدداً تصویر امام را غرق بوسه کردند، از هم خداحافظی کردیم.

 

تابستان 1377 تهران – مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

 

یکی از دوستان لبنانی‌ام تلفن زد و گفت که در تهران است. قرار شد بیاید محل کارم در «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» نزدیک میدان تجریش. برای ناهار آمد.

 

چهار نفر دیگر همراهش بودند. چهار جوان که دو نفرشان لباس روحانی به تن داشتند. خوش چهره و خوش برخورد. وقتی آن‌ها را معرفی کرد، برایم جالب‌تر شد.

 

هر چهار نفر اهل بحرین بودند و شیفته‌ی انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی و حضرت آیت الله خامنه‌ای.

 

تا بعد از ظهر با هم بودیم. مقداری کتاب و جزوه که در دسترس داشتیم همراه با تصاویر و پوستر درباره‌ی انقلاب، امام و آقا بهشان دادیم تا به عنوان سوغات از سفر ایران، برای دوستانشان که می‌گفتند خیلی هستند و آرزویشان این است که روزی به ایران بیایند، ببرند.

 

روبوسی کردیم و خندان و شادمان از آشنایی با آن‌ها و یافتن چند دوست جدید، خداحافظی کردیم. رفتند.

 

یک ماه نشد که دوست لبنانی‌ام از بیروت زنگ زد و گفت:

 

- حمید، اون چهار نفر بحرینی که باهاشون اومدیم دفتر تون یادته؟

 

گفتم: «مگه می شه او نارو یادم بره؟».

 

- همشون شهید شدند …

 

- چی؟

 

- هیچی، همشون شهید شدند.

 

- آخه چه طور؟ چی شد؟

 

- چند روز بعد از این که از شما خداحافظ کردند و رفتند، وقتی داشتند وارد بحرین می‌شدند جلوشون رو گرفتند و توی وسایل شون عکس‌های امام و آقا رو پیدا کردند.

 

- خب!

 

- خب هیچی دیگه! همشون رو اعدام کردند!

 

3 نظر »

همت همت مجنون

ارسال شده در 4 مرداد 1395 توسط عاطفه اسلامي در شهدا و دفاع مقدس

همت همت مجنون

 

 

حاجی صدای منو میشنوید؟؟؟!!

 

 

همت همت مجنون

 

 

مجنون جان به گوشم

 

 

حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر

 

 

محاصره تنگ تر شده…

 

 

اسیرامون خیلی زیاد شدن اخوی…

 

 

خواهر و برادر ها را دارند قیچی میکنند…

 

 

اینجا شیاطین مدام شیمیایی میزنند…

 

 

خیلی برادر به بچه ها تذکر میدیم ولی انگار دیگه اثری نداره…

 

 

عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمیده بوی گناه میده…

 

 

همت جان….؟؟؟!!

 

 

حاجی جان اینجا  به خواهرا همش میگیم پر چادرتون رو حائل کنید تا بوی گناه مشامتون رو اذیت نکنه…

 

 

ولی کو اخوی گوش شنوا….

 

 

حاجی برادرامون اوضاشون خیلی خرابه…

 

 

همش میگم برادر نگاهت برادر نگاهت….

 

 

حاجی این ترکش های نگاه برادرا فقط قلبو میزنه…

 

 

کمک میخوایم حاجی…

 

 

به بچه های اونجا بگو کمک برسونید…

 

 

داری صدا رو….

 

 

همت همت مجنون….!

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 149
  • 150
  • 151
  • ...
  • 152
  • ...
  • 153
  • 154
  • 155
  • ...
  • 156
  • ...
  • 157
  • 158
  • 159
  • ...
  • 187
 تماس
بسم الله الرحمن الرحیم سلام...به وبلاگ مذهبی فرهنگی خیلی خوش اومدین! امیدوارم مطالب وبم براتون جالب باشه و بتونم برای پیشرفت کشورمون و ظهور امام زمانمون یه قدمی بردارم.. منتظر نظراتتون برای هر چه بهتر شدن این وبلاگ هستم... "یا علی"  ترسم که شعر مزار من این شود او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت... اللهم عجل لولیک الفرج آنطور که هستي‌ باش ،.... صداقت مؤثرترين تيري است که به قلب هدف مي‌‌نشيند ،.... هدفت را با نقشه‌هاي جوراجور آلوده مکن‌ ،... خودت باش ،.... افتاده باش ،... نه‌ ذليل ،... شوخ باش ،... نه‌ مسخره ،.... آزاده باش ،،... نه‌ ياغي ،... مطمئن باش ،... نه‌ ساده ،.... از خود ،... راضي باش ،.... نه‌ از خود راضي ،... صبور باش ،... نه‌ در کمين ،.... آنوقت خواهي ديد که کليد را در دست خود خواهي داشت!!  ان شاء الله

موضوعات

  • همه
  • آینه خدا
  • ائمه معصومین
  • احکام
  • اخبار حوزه علمیه معصومیه
  • اخبار فضای مجازی
  • اربعین
  • امام زمان
  • بانوان در حماسه کربلا
  • تدبر در آیات و سوره های قرآن کریم
  • تربیت فرزندان
  • حجاب
  • حیوانات در قرآن
  • داستان ها ومطالب خواندنی
  • دانستنی های جالب
  • دانستنی های قرآنی
  • دل نوشته
  • دهه فجر
  • دومین همایش فعالان فضای مجازی
  • دیدنی های ایران
  • روز نوشته های من
  • سبک زندگی
  • سخن بزرگان
  • شهدا و دفاع مقدس
  • طب سنتی و بسته سلامت
  • طنز
  • عکاسی من
  • عکس نوشته های زیبا
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • محرم
  • مدافعان حرم
  • مقام معظم رهبری
  • مناجات
  • مناسبت ها
  • وصیت نامه شهدا
  • پاسخ به برخی از شبهات دینی و مذهبی
  • کالای ایرانی
  • کلاس اخلاق عمومی

رتبه

    کاربران آنلاین

    • نورفشان
    • avije danesh
    سوره قرآن
    مهدویت امام زمان (عج)
    مهدویت امام زمان (عج)
    ذکر روزهای هفته

    تقویم

    اوقات شرعی

    آمارگیر وبلاگ

    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان